آینده مصر و محمد مرسی

امروز محمد مرسی مسلمان ، منتخب مردم مصر برای رئیس جمهوری مصر شده است. نگاههای بسیاری متوجه سرنوشت مصر و محمد مرسی خواهد بود . غرب و جهان همراه او میل ندارد مرسی  مصر را با ایدئولوژی اسلامی غرب ستیزانه هدایت نمایید. مسلمانان و غیر مسلمانان بسیاری در دنیا نیز انتظار دارند تا مرسی با سیاست تقابل با غرب و اسرائیل و دنیای همراه آنها مصر را اداره نمایید.

به طور کلی امروز در فراگرد مصر و مرسی ، در داخل و خارج کشور سولات زیر مطرح است:

-     اجتماعیات: آیا مرسی دنبال اجرایی شریعت اسلامی است؟ یا با تسامح وتساهل رفتار خواهد کرد؟نسبت او با آزادیهای اجتماعی چگونه خواهد بود؟

-    سیاست داخلی : آیا مصر از آن همه مصریها خواهد بود؟ یا قطار انقلاب وِیژه خواص خواهد بود و هرکس به هر نسبت که با اخوان المسلمین و حزب عدالت و آزادی نزدیکتر باشد سهمش در ادره کشور بیشتر خواهد بود؟

-    سیاست خارجی : با آمریکا و هم پیمانانش از جمله اسرائیل؟ با ترکیه؟ با جهان عرب و عربستان ؟ با ایران و حماس و حزب الله ؟ با سایر کشورها؟ سمت و سوی مرسی چگونه خواهد؟ آیا در این خصوص به الگوی ترکیه نزدیکتر است یا ایران؟

الغنوشی مرد اول مسلمانان انقلابی تونس صراحتا الگوی سیاسی اجتماعی و اقتصادی خود را رجب طیب اردوغان معرفی کرد. آنچه که تا کنون از صحبتها ی انتخاباتی مرسی قابل حدس و گمان است ، هم سو بودن با ترکیه و اردوغان در سیاستهای خارجی خواهد بود ....

 

تاملی در نیازهای جنسی به عنوان مانعی در مسیر تعالی


به گواه نمونه های تاریخی مسئله نیاز جنسی همواره برای رسیدن به اهداف بشری به عنوان ترمز عمل کرده است. یکی از برجسته ترین این نمونه ها در تاریخ ما توجه حسن صباح به این مقوله است. حسن صباح معتقد بود برای انجام ماموریت و تمرکز بر هدف می بایست این مسئله حل شود. اگر چه راه حل عملی حسن صباح غیر انسانی و بر خلاف مشی طبیعی سرشت وخلقت انسان بود ، اما او به خوبی متوجه این مانع قدرتمند شده است. از این رو به طور عملی ثابت کرد که کسانی که فارغ از اندیشیدن به نیازهای جنسی هستند تمرکز مطلقی بر هدف دارند و در انجام ماموریتهای محوله کاملا موفق هستند.او تصمیم خود را عملی کرد و گروهی به نام فدائیان را اخته میکرد و نتیجه اش هم کاملا  همراه با توفیق برای حسن صباح بود.آنچنانکه در کتاب " قلعه الموت " آمده است فقط یک نفر از فدائیان ویژه ، در انجام ماموریت کوتاهی به خرج داد که یک نفر هم اخته نبود. این فرد هم با اصرار  فراوان توانست خود را در قلعه طبس به عنوان وفادار مطلق نشان دهد و دیگران را قانع کند که بدون اخته بودن قادر است به مسائل جنسی بی توجه باشد و در انجام ماموریت موفق . ولی همین شخص که خودش هم ایمان پیدا کرده بود که می تواند میل جنسی را بدون اخته شدن در درون خود بکشد در مسیر انجام ماموریت و قبل از رسیدن به نقطه هدف با دیدن دخترکی در مقابل میل جنسی تسلیم شد و به تعهد خود وفادار نماند !

در مورد مقدس اردبیلی که اهل ریاضت و تزکیه نفس بود نوشته اند از او پرسیدند آیا هرگز دروغ میگویی؟ آیا غیبت دیگران می کنی؟آیا حیله و نیرنگ و سخن چینی ....؟ پاسخ او در جواب همه این سوالات و سایر رذائل اخلاقی یک کلمه بود : مطلقا

اما رندانه از ایشان پرسیدند که اگر در اتاقی تزیین شده به آئینه های فراوان در وجوه مختلف اتاق و با فراهم بودن اسباب لهو و لعب با خوبروی جمیله ای تنها باشی آیا می توانی خود را از گناه نجات بدهی !؟؟

روایت کنندگان این داستان می نویسند که پاسخ مقدس اردبیلی با پاسخ بالا متفاوت بود و در اینجا گفته است : پناه میبرم به خدا ....

همچنین در سوره یوسف از قول خداوند می خوانیم که "... زلیخا تمایل داشت و یوسف هم نیز میل داشت ، اما چون او بنده خالص ما بود او را نجات داده ایم..."

توجه پیامبر اسلام  به این مقوله و جایز نمودن بحث صیغه نیز حکایت از مهم بودن مسئله جنسی در اثر گذاری به توفیقات بشری برای رسیدن به اهداف عالیه مادی و معنوی دارد.

همه جوامع انسانی در طول تاریخ  اهمیت و میزان اثر گذاری نیازهای جنسی بر توفیقات انسانها را متوجه شده اند و به فراخور فرهنگ خود برای آن راه حلهای را پیشنهاد و یا عملی کرده اند .در عصر حاضر شاهد چگونگی برخورد غربیها  با این موضوع هستیم.آنها نه تنها آزادیهای گسترده ای را در این زمینه در درون کشورهای خود ایجاد کرده اند بلکه به عنوان کلیدی ترین  عامل برای تاثیر گذاری بر فرهنگهای سایر کشورها از این مسئله استفاده میکنند. غربیها از این منظر توفیقاتی را داشته اند که نتیجه نهایی آن کسب ثروت برای خود بوده و هست. آنها به خوبی واقعیت انسان را روانکاوانه مورد توجه قرار دادند و مسیری را فراهم کردند تا توجه انسانها را به خود جلب نمایند. در نتیجه بسیاری از انسانهای را که از نظر فکری و مالی برای آنها ارزش ایجاد می کنند از همین مسیر به کشور های خود جذب نموده اند. این باعث می شود تا سرمایه های مالی و فکری جوامع در حال توسعه را جذب کنند . بنابراین روز به روز این فرآیند به انباشت ثروت آنها کمک می کند .

 طبیعی است مکتب و فرهنگ ما نمی تواند به مانند جوامع غرب و شرق با این موضوع تعامل داشته باشد. اما ناچاریم در بستر فرهنگ دینی خود راهکار عملی پیدا نمائیم.

 غرض از نوشتن این یاداشت این است تا اهمیت مسئله و تاثیری مانع گونه آن بر توفیقات فردی و جمعی را گوشزد نماییم. وتاکید کنم که  باید برای آن راه حل مناسب پیدا نماییم.

بر این باورم که انرژی زیادی روزانه ذهنا و عملا در این مسیر به هدر می رود . در شرائط ارائه راه کار قرار ندارم ، اما شاهد وجود این مسئله مهم هستم و در مقام بیان آن در حد فهم و مشاهده و تجربه ام  احساس مسئولیت مینمایم.

معتقدم اگر ما انفعالی عمل کنیم ویا با استراتژیهای تدافعی به مقابله ادامه دهیم ، با وجود رسانه های با تکنولوژی پیشرفته نظیر ماهواره ها و اینترنت ، گسترش و ارتقا سرعت و کیفیت روز افزون آنها در نهایت بازنده خواهیم بود.علی رغم اینکه متناسب با استراتژیهای تدافعی هزینه های گزافی را هدر میدهیم.

 

عجب روزگاری شده ...


کد مطلب: 159271
متهم اختلاس در پرونده بیمه ایران و خیابان فاطمی:
1.5 میلیارد به حساب شخصی (م . ر) ریختم
بخش داخلی الف، 22 خرداد 91

تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۱ ساعت

کد مطلب: 159443
اعتماد به نفس از نوع محمدرضا رحیمی
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۳۰
جلسه ستاد هماهنگی مبارزه با مفاسد اقتصادی شامگاه دوشنبه به ریاست محمدرضا رحیمی معاون اول رییس جمهور برگزار شد.

مدیران موتور گازی

در یک مسابقه اتومبیلرانی تماشگران مشاهده کردند که یک موتور گازی با سرعت باور نکردنی گه گداری از ماشینهای مدل بالا جلو می افتد . ناظران برای پی بردن به راز سرعت هیجان انگیز موتور گازی دست به کار شدند. ابتدا موتور گازی را از نزدیک مشاهده و بررسی کردند ، اما هیچ وضعیت غیر عادی یا تمایزی نسبت به موتور گازیهای معمولی نداشت.فیلم مسابقه را باز نگری کردند باز هم نتوانستند به این راز پی ببرند.

در سری بعد مسابقه برگزار و باز با کمال تعجب و در انظار تماشاگران موتور گازی با سرعت محیرالعقول توانست تحسین همه را برانگیزاند و توجه همه را به خود جلب نماید.تا نهایتا در یکی از مسابقات موتور گازی به دلیل برخورد با خودروی کناری تعادل خود را از دست داد و راننده آن از موتور پرت شد . موتور روی زمین جاماند و ازدور مسابقه خارج شد.اما همچنان راننده بدون موتور به دنبال ماشینها با همان سرعت برروی زمین می غلتید و جلو می رفت . یکی از ماشینهای مدل بالا ایستاد و همراه آن جنازه موتور سوار نیز از حرکت ایستاد.

ناگهان راز معما فاش شد . ناظران متوجه شدند که بندی نامرئی از کمر موتور سوار به ماشین مدل بالا متصل است و سبب سرعت و پیشرفت ناپلئونی این موتور گازی اتصال به ماشین مدل بالا بود.این مثال ساده گویایی واقعیتی تلخ در جامعه مدیریتی امروزین ما هست.

بسیاری افراد بدون اینکه شایستگی و توانایی لازم برای احراز سمتی را داشته باشند  با اتکا و اتصال به افراد ذی نفوذ و صاحب قدرت پیشرفت می کنند متاسفانه از این گونه اتصالات نامیمون در جامعه ما زیاد است و باعث به هم خوردن شرائط عادلانه بازی می شود.

البته این مختص جامعه مدیریت نیست ، مختص یک سطح خاص سازمانی هم نیست . در همه سطوح عالی تا حتی جامعه کارگری ما این پدیده شیوع فراوان دارد. این پدیده باعث کاهش بهره وری در جامعه ، بداخلاقی و بی انگیزه کردن جامعه کارگری و کارمندی شده است.به اشتغال و تولید آسیب فراوان وارد می کند . این پدیده تسهیل کننده رانتهای مکرر و موجب فساد مالی می شود. بویژه آشکار شدن آن و بی پروایی عاملان این پدیده موجب سستی و رخوت جامعه ونتایج زیانبار جدی خواهد بود.

http://www.tabnak.ir/fa/news/248281/%D8%AD%D8%B0%D9%81-%D8%AA%D8%AE%D8%B5%D8%B5-%D9%88-%D8%AA%D8%B4%

لینک بالا از سایت تابناک است از دکتر محمود سریع القلم خواندنی است از واقعیتهای تلخ جامعه ما

با عنوان " حذف تخصص و تشدید بی اخلاقی "

بریدن شاخه زیر پا

پادشاهی دو شاهین کوچک به عنوان هدیه دریافت کرد. آنها را به مربی پرندگان دربار سپرد تا برای استفاده در مراسم شکار تربیت کند. یک ماه بعد، مربی نزد پادشاه آمد و گفت که یکی از شاهین‌ها تربیت شده و آماده شکار است اما نمی‌داند چه اتفاقی برای آن یکی افتاده و از همان روز اول که آن را روی شاخه‌ای قرار داده تکان نخورده است.

این موضوع کنجکاوی پادشاه را برانگیخت و دستور داد تا پزشکان و مشاوران دربار، کاری کنند که شاهین پرواز کند. اما هیچکدام نتوانستند. روز بعد پادشاه دستور داد تا به همه مردم اعلام کنند که هر کس بتواند شاهین را به پرواز درآورد پاداش خوبی از پادشاه دریافت خواهد کرد. صبح روز بعد پادشاه دید که شاهین دوم نیز با چالاکی تمام در باغ در حال پرواز است. پادشاه دستور داد تا معجزه‌گر شاهین را نزد او بیاورند.

درباریان کشاورزی متواضع را نزد شاه آوردند و گفتند اوست که شاهین را به پرواز درآورد. پادشاه پرسید: «تو شاهین را به پرواز درآوردی؟ چگونه این کار را کردی؟ شاید جادوگر هستی؟»

کشاورز که ترسیده بود گفت: «سرورم، کار ساده‌ای بود، من فقط شاخه‌ای را که شاهین روی آن نشسته بود بریدم. شاهین فهمید که بال دارد و شروع به پرواز کرد.»

گاهی لازم است برای بالا رفتن، شاخه‌های زیر پایمان را ببریم (البته شاخه‌های زیر پای خودمان نه زیر پای دیگران!)

چقدر به شاخه‌های زیر پایمان وابسته هستیم؟ آیا توانایی‌ها و استعدادهایمان را می‌شناسیم؟ آیا ریسک می‌کنیم؟

منبع :شنبه 13 خرداد 1391 -سایت عصر دنا

طوفانی در مزرعه بدن زری

اسم سیمین دانشور برای من هم به مانند همه ایرانیها آشنا بود. فقط میدونستم یک نویسنده مطرح است.اما هیچکدام از آثار او را تا کنون مطالعه نکرده بودم . نسخه مجله تجربه را که دست یکی از دوستان بود به تصادف ورق زدم. دوستان و همنشینان او از جمله آقای منصور اوجی خاطراتی را از او نقل کردند. همچنین مصاحبه ای که در آخرین سال حیاتش انجام داده را به چاپ رسانده  بود.

با مطالعه مصاحبه او تصمیم گرفتم لاقل " سووشون " را مطالعه کنم.با تعجب متوجه شدم یک نسخه از این کتاب در خونه خودم موجود است . متعجبانه تر آنکه متوجه شدم سه نفر از اهالی خانه ما آن را مطالعه کردند. به هر حال من هم به عنوان بزرگتر خانواده عزمم جزمتر شد و با حرص و ولع سه روز آن کتاب را تمام کردم .

جالبتر اینکه در اولین صفه کتاب تاریخ اولین چاپ اون را همزمان با تاریخ تولدم دیدم .در صفحه دوم آن شعری از حافظ بود:

شاه ترکان سخن مدعیان می شنود                 شرمی از مظلمه خون سیاووشش باد

همچنان ذهنم به زری و یوسف شوهرش مشغول است و دیالوگ  بین آن دو :

یوسف : (( وقتی گفتم بس کن ، بس کن دیگر ...))

زری : ((...می خواهی حرف راست بشنوی؟ ... پس بشنو ، تو شجاعت مرا از من گرفته ای ...آنقدر با تو مدارا کرداه م که دیگر مدارا عادتم شده . ))

...

زری: (( تو می دانی سووشون چیست؟))

یوسف: (( یک نوع عزاداری است .اهل ده بالا امشب می روند. ))

زری: (( برای همین در خانه هایشان را با گل بالا آورده اند؟ ))

یوسف : (( بله سفرشان چندین روز طول میکشد ))

زری افسرده می گوید : (( دهی که خانه هایش در ندارد و اهل آن زیر درخت گیسو میعاد دارند تا با هم بروند سووشون !))

یوسف: (( یعنی سوگ سیاوش . اهل ده بالا هر سال بعد از درو می روند ووقت خرمن کوبی بر می گردند. ))

هردو سوکت می کنند .هوا در گرمسیر تاریک شده .اسب می رانند و به جلو خیره شده اند. پلکهای  زری داغ داغ داغ است . آرام آرام اشک میغلطد روی گونه هایش . آنقدر آرام که یوسف نفهمد ...اما دیگر به هق هق افتاد .زار زار گریه می کند.

دستی اشکهایش را پاک کرد . دست عمه بود . گفت : (( ترا به روح یوسف قسمت میدهم که گریه نکنی .))

زری بلند شد و نشست و گفت : (( برای سیاوش گریه میکردم ....

زری احساس کرد واقعا چیزی درونش شکست و وفرو وریخت . کی بود که برایش تعریف کرد: (( طوفانی آمد در مزرعه بدن من ؟ ))

 

ناآرام و بی قرارم

 در آنی از زمان  ذهن بسان چشمه نوری تا آنجا که افق نگاه رمق دارد پرتو افشانی میکند. انعکاس این پرتوهای منتشر شده به کمک مغز باز تحلیل می گردد. نتیجه حاصله سایه افکندن ناآرامی و بی قراری است که در پایان هر روز نصیب وجود ظریف و ضعیفتر از دیروزمان می شود .فاجعه بار تر اینکه هرروز ماجرا تکرار می شود. واقعا که جان آدمی جای محکمی قرار دارد.

محو مخلوطهای کوهی از پهنه دشت خوزستان به صلاح نیست

استاندار محترم خوزستان

ریاست محترم سازمان صنایع و معادن خوزستان

ریاست محترم سازمان آب و برق خوزستان

با سلام

همانگونه که استحضار دارید تامین مصالح شن و ماسه و مخلوط برای اجرای طرحهای عمرانی در استان اجتناب ناپذیر است .این مصالح در استان خوزستان از بستر و کناره های رودخانه های موجود در استان و یا مخلوطهای کوهی تامین می گردد. اما برداشت بی رویه این ذخایر از دل طبیعت موجب صدمات  جبران ناپذیری به اکولوژی منطقه می گردد. به عنوان نمونه برداشت از بستر رودخانه رامهرمز باعث ایجاد شکاف در کف رودخانه و فرسایش خاک بستر و دیوارهای کناری این رودخانه گردید ه است که پیامدهای فعلی و آتی آن در جای خود قابل محاسبه می باشد.

طی 20 سال گذشته  بویژه 5 سال اخیر بهره برداران این مصالح به مخلوطهای کوهی روی آورده اند که پیامدهای آن به مراتب بیشتر و گسترده تر از بستر رودخانه هاست:

در دشت خوزستان مخلوطهای کوهی به سازند بختیاری معروف هستند. و در موقعیتهای زیر واقع شده اند :

الف – شمال شرق شهرستان بهبهان ومحل اجرای طرح پالایشگاه بیدبلند 2 و سنگ مخزن آب گواری نوا

ب- قسمت جنوبی رودخانه مارون تا تلاقی رودخانه رامهرمز به طول حدود 50 کیلومتر که چاههای آب شرب بسیاری بر روی آن در حال بهره برداری است.

پ- شرق شهرستان رامهرمز که چند حلقه چاه برای تامین آب شرب رامهرمز در سالهای اخیر بر روی آن حفاری و مورد بهره برداری قرار گرفته اند.

ج) جنوب رودخانه زهره در امتدادجاده امیدیه به بندر دیلم که چاههای زیادی نیز برای مصارف کشاورزی بر روی همین منابع حفاری شده است.

د- شمال شهرستان های رامهرمز و هفتکل در امتداد جاده هفتکل به مسجد سلیمان به طول حدود 40 کیلومتر که چشمه های آب بسیاری مانند آب لشکر و آب سرتیوک و غیره از آن جاری است.

و- شمال شهرستانهای شوشتر و اندیمشک که قصه شبیه موارد ذکر شده دارند.

جهت استحضار به عرض می رساند که این ذخایر بدلیل نفوذ آب باران و بدلیل آهکی بودن تنها مخزن آب شیرین در خوزستان هستند.به دلیل بهره برداری بی رویه توسط کارخانه های سیمان ، سنگ شکنها و مصرف مستقیم این مخلوطها برای زیر سازی تا چند دهه آینده خبری از این ذخایر و چشمه ها و چاهای موجود و سفره های آب آنها نخواهد بود.

با توجه به اینکه مسئولیت دارم تا از منابع ملی و زیست محیط خود حفاظت کنیم و برداشت از این منابع با  مطالعه همه جانبه و اولویت بندی نیازها توام باشد در مقابل این سوال مواجه هستیم که:

 آیا به قیمت تمام شدن این سفرهای آب و نابودی چشمه ها و چاهای آب موجود در این ذخایر  می بایست برای تامین مصالح به این روند ادامه دهیم یا باید به دنبال جایگزین مناسبی  باشیم؟

پیشنهاد: ذخایر عظیم آهکی موجود در دامنه های زاگرس و در شمال خوزستان می تواند جایگزین مناسبی برای مخلوطهای کوهی به منظور تامین مصالح ذکر شده باشد. البته قیمت تمام شده انها قطعا بالاتر است . اما با در نظر گرفتن مصالح ملی و زیست محیطی و احساس مسئولیت در قبال نسلهای آینده ، ترجیح مناسبی است.

 قیصر آریایی فر عضو نظام مهندسی معدن استان خوزستان  اردیبهشت 1391

قبای بهاری بهارستان بر تن 200 شخص جدید


هفتم خرداد حدود 200 نفر از نمایندگان فعلی صندلی خود را به افراد جدید واگذار می نمایند. به عبارتی به  برکت رای مردم در پرتو جمهوری اسلامی در بهار سال جاری  200 چهره جدید قبای نمایندگی مردم را در بهارستان به تن خواهند کرد.

مردم چشم انتظارند تا ببینند نمایندگان آنها از این قبای که برای وکلای خود دوختند چگونه استفاده خواهد شد. رویکرد های سیاسی اقتصادی و حتی اجتماعی بعضی از افراد حاضر در مجلس روشن و مبرهن است. تبلور پندارها و اندیشه های کسانی مانند علی مطهری ، توکلی ، رسائی ، نادران و تنی چند از افراد قدیمی مجلس برای مردم روشن ومبرهن است. البته موضع گیرهای بعضی ها در عرصه های داخلی و خارجی در قلمروهای مختلف سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی روشن تر و شفافتر است . اما کسانی حدود 4 تا 20 سال هم در مجلس حضور داشته اند اما هیچگاه برای مردم روشن نشد که مثلا دیدگاه آنها در قلمروهای ذکر شده چه رنگی است. سمت و سوی موضع گیری و قضاوت در مورد کیفیت و اثرات نوع موضع گیری هدف این یادداشت نیست . همچنانکه زاویه مواضع رسائی و کوچک زاده با علی مطهری مشخص است . مهم این است که رای و نظر آنها نمود عینی دارد.

بزرگترها برایم تعریف کردند : "دزدی قصد ربودن گوسفندانی از یک گله را داشته است که دستگیر شد . دو نفر او را به شدت کتک کاری میکردند ، نفر سوم که شمشیری هم به کمرش آویزان بود فقط نظاره گر بود. نه جانب دزد بود نه جانب ضاربان و نه میانجیگر ! .جناب دزد که تحت ضربات شدید مشت و لگد  بود چشمش به نفر سوم افتاد که بی خیال از ماجرا فقط نظاره گر است ، داد کشید که آقا پس تو چه کاره ای  ؟! اگر نمیتونی میانجیگری کنی تو هم بیا کمک اینها کتکم بزن !  بی خاصیت نباش ! آخه اون شمشیر بسته به کمر به چه دردت می خوره ! لابد گذاشتی برای روز مبادا ..."

واقعیت این است به طور کلی در خصوص مسائل مختلف داخلی و خارجی از سنگر مجلس در چارچوب وظایف مقرر ، سه رویکرد کلی می توان اتخاذ کرد:

1-    شفاف  بود : موضع گیریهای شفاف و روشنی در قبال مسائل خارجی و داخلی  تخاذ کرد .

2-    موضع میانه داشت : موضع گیری آنها گاهی شفاف و گاهی غیر شفاف است.

3-    کدر و غیر شفاف (جعبه سیاه) : موضع گیری ها اصلا مشخص نیست.مانند جعبه سیاه می ماند.

تجربه نشان داده است فارغ از وابستگی فکری معمولا اقلیت کمی از افراد مجلس در ادوار مختلف موضع گیری مشخص و شفاف در خصوص مسائل مختلف از خود به نمایش می گذارند.

بعضی نمایندگان  حدود 20 سال در مجلس حضور داشته اند اما بالاخره موضعگیری آنها در خصوص مسائل سیاسی مانند حوادث داخلی سال 88 ریاست جمهوری ، یا روابط بین الملل و مذاکرات خارجی و تحریمها و غیره ، در مورد مسائل اقتصادی مانند  برنامه مهم هدف مندی یارانه ها  و اثرات آن، تولید ، صادرات و واردات ، پدیده تورم  ، رشد اقتصادی و غیره یا در خصوص مسائل اجتماعی مختلف از مسائل فرهنگی و زیست محیطی گرفته تا ناهنجاریهای مختلف اجتماعی یک خط از اظهارات مبارکشان در دسترس نیست!

و مانند شمشیر مرد نظاره گر لابد نگه میدارند برای روز مبادا !

جامعه انتظار دارد شاهد فعال بودن و شفاف بودن موضع نمایندگان خود باشد.

در مورد افراد ساکت و غیر شفاف فرضهای محتمل است مانند :

حرفی برای گفتن ندارند ، یعنی اینکه قبای نمایندگی مجلس بر تن آنها بزرگ است.

حرف دارند و میدانند اما محافظه کاری می کنند ، معنی آن این است که دنبال منافع شخصی هستند نه منافع عامه مردم یا میترسند از اظهار نظر که باز هم این قبا بر تن آنها بزرگ می نماید.

به عنوان یک رای دهنده انتظار دارم نماینده مجلس مخصوصا در مورد مسائل اقتصادی و معیشت مردم حساس باشد و  با قاطعیت اظهار نظر کند.

ضمن تبریک به همه راه یافتگان جدید مجلس نهم امیدوارم این قبای که به عنایت رای مردم در پرتو جمهوری اسلامی فراهم شده است موزون اندام مبارک باشد .

هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست

ور نه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست

 

جایگاه نخبگان علمی در صنعت کجاست؟

چند شب پیش در برنامه دو نیم ساعت از تلویزیون گفتگوی زنده با دونفر از نمایندگان  دو نهاد برجسته کشور پخش شد.دکتر آزاد رئیس دانشگاه صنعتی شریف و مهندس  صباغی معاون صنایع پیشرفته  سازمان نوسازی دو مهمان این برنامه بودند.مجری تلاش کرد تا بیشتر چالشها  و موانع  بین این دو نهاد مورد بحث قرار گیرد. در این خصوص آقای صباغی معتقد بود که صنعتگران برای نوآوری به دنبال تامین کنندگانی هستند که زودتر  پاسخ دهند به همین دلیل به سمت منابع خارجی روی می آورند تا دانشگاهها.همچنین اضافه کردند که دانشگاهها بیشتر دانشمند پرورند تا مدیر صنعتی  پرورش دهند و به همین دلیل دانشمندان گرایش کمتری به اشتغال درصنعت دارند تا  دانشگاه .

دکتر آزاد هم معتقد بودند که دانشگاه توان بالای در تولید تکنولوژی پیشرفته ونوآوری و کمک به صنایع را داراست اما عمدتا به مانع فرهنگی اشاره نمودند.و تاکید کردند که صنایع جهت فراهم شدن این تعامل لازم است ریسک کمک گرفتن از دانشگاه را بپذیرد.

به عنوان کسی که بیش از 15 سال در صنعت سابقه کار دارم و همزمان مدرس دانشگاه هستم می خواهم مواردی را اشاره کنم که دو بزرگوار در برنامه بالا به آنها اشاره ای نکردند و به عنوان یکی از موانع کلیدی آن را میشناسم و تجربه کردم:

برای استفاده از تکنولوژی جدید در صنایع باید از جمله تحولات زیر صورت بپذیرد:

1-     ساختارهای جدید و فرآیندی جایگزین ساختارهای سنتی وظیفه ای گردد.

2-     کارشناسان دانشی مورد توجه سازمانهای صنعتی قرار گیرند.

3-     مدیران ارشد سازمانها از نخبگان و دانش باوران انتخاب شوند.

واقعیت حال حاضر این است که رویکرد مدیریتی حاکم بر سازمانهای صنعتی سنتی است. مهمترین علت آن هم  مدیران سنتی و ناآشنا به رویکردهای نوین مدیریت و متناسب با تکنولوژی نوین هستند.چنین مدیران نه توان پرورش مدیران دانشی را دارند و نه تحمل آنها را. به همین دلیل عمدتا کارشناسان نخبه و اهل دانش  و چالشگر و معتقد به تغییر و تحول در حاشیه قرار میگیرند و در چنین فضای افرادی که توانایی علمی و مدیریتی کمتری دارند به اتکا به مدیران سنتی موصوف در سمتهای کلیدی سازمانها قرار میگیرند و دانش محورها یا از سازمان می روند یا توانایی و استعداد آنها فدای معیشت آنها میشود به عبارتی عطای توانایی علمی و مدیریتی و نوآوری را به لقای نیازهای اولیه و معیشت خود می بخشند .

در این شرائط نه تنها همگام تغییر و تحولات تکنولوژی قرار نمیگیرند بلکه با حفظ ساختارها و رویکردهای کهنه و سنتی در مقابل تغییرات یا مقاومت میکنند یا به پوسته و ظاهر آن  جهت پز دادن و فریب دیگران بسنده می نمایند. به نظرم این امروزه کلیدی ترین عامل پائین بودن بهروری سازمانهای صنعتی ما عدم ارتباط با دانشگاهها و به روز نشدن تکنولوژی  سخت افزاری و نرم افزاری ما می باشد.

 

 

 

 

 

ایجاد تعادل میان اسلامی و جمهوری

سایت تابناک  یادداشتی از علی مطهری با همین عنوان نمایش داده است که در همین یاادادشت علی مطهری بیان کرده است:

گاهي نيز به بهانه حفظ اسلاميت اين جمهوري يا به بهانه حفظ نظام و يا دفاع از اصل ولايت فقيه، جمهوريت اين نظام آسيب ديده است. رد صلاحيت افراد در دوره هاي مختلف مجلس شوراي اسلامي به دليل اظهار نظر مخالف با تصميمات دولتها يا به طور كلي نظام، يا محدود كردن فضاي آزادي بيان و توقيف مطبوعات به بهانه هاي واهي، و يا برخورد هاي خشن با برخي منتقدان و مخالفان نظام در طول سي و سه سال اخير شواهدي است بر اين مدعا، كه متاسفانه بيشتر در دوره حاكميت اصول گرايان رخ داده است. با بازگشت مجلس به جايگاه واقعي خود و نمايندگي واقعي مردم كه در درجه اول با استقلال آن و رهايي از فشارهاي جانبي به اين جايگاه خواهد رسيد، بسياري از اين كاستي ها رفع خواهد گرديد.

سید ناصر و کابوس عدد 12

دوستی گفت عدد 12 برای سید ناصر موسوی نماینده رامهرمز در سال جاری خوش یمین نبود . پرسیدم چرا ؟

گفت : در 12 همین سال نمایندگی اش در مجلس ، در ماه 12 سال نود ، در روز 12 اسفند با اختلاف 12 هزار رای از دکتر بهمئی در نهمین انتخابات مجلس شورای اسلامی شکست خورده است !

بله .........!!!!!!!!!!!!!!!!!! عجب حکمتی ها..................!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

آره 13-1 ؟

شاید فقط یه روز لازم بود انتخابات به تعویق بیفته ، اونوقت ممکن بود 13 روز نحسی نباشه ؟

البته  اضافه کردم ساعت 12 شب روز دوازده را هم اضافه بفرمایید دقیقا خبر شکست وی در انتخابات اعلام شده بود !

البته برای سید آرزوی توفیق روز افزون دارم .


اولین سخنرانی رسمی دکتر شمس اله بهمئی بعد از انتخاب

روز جمعه 19/12/90 قبل از خطبه های نماز جمعه رامهرمز اولین سخنرانی رسمی دکتر بهمئی بعد از انتخاب وی به عنوان نماینده مجلس نهم در حوزه انتخابیه رامهرمز و رامشیر انجام پذیرفته است.
او در این سخنرانی اعلام کرد که : پیرو ولایت مطلقه فقیه می باشد و به هیچ گروه و حزبی وابسته نیست.از حضور مردم در انتخابات تشکر کرد و گفت که از همکاری و همفکری  نمایندگان قبلی و کاندیداهای رقیب و همه مردم استقبال میکنم.
از حامیان خود خواسته است که به مناسبت پیروزی وی در انتخابات جشن برپا نکنند. او گفت من متعلق به همه مردم هستم. ما بر دشمن پیروز نشدیم که جشن بگیریم.ما در یک رقابت خانوادگی برنده شدیم و مسئولیت من بیشتر شده است و باید امتحان پس دهم.
با نشان دادن شناسنامه خود اظهار کرد که متولد روستای صفر از توابع رامهرمز و شناسنامه ام نیز صادره از رامهرمز است.

نتایج انتخابات مجلس نهم در حوزه انتخابیه رامهرمز و رامشیر

دیشب راس ساعت یک بامداد بر اساس آخرین اطلاعات رسیده از فرمانداریهای رامهرمز و رامشیر آقای دکتر شمس اله بهمئی با کسب اکثریت آراء ( 33700 رای ) نسبت به سایر رقبا به عنوان نفر اول این دوره انتخابات ، توسط مردم انتخاب شده است.
آقای حاج اقبال محمدیان به عنوان نفر دوم و آقای سید ناصر موسوی نماینده فعلی مجلس به عنوان نفر سوم بعد از آقای بهمئی قرار گرفته اند.
دیشب حامیان دکتر بهمئی تا حدود ساعت 4 بامداد در میدان ارشاد اسلامی به شادی و هلهله پرداختند.
خوشبختانه انتخابات این دوره مجلس در این حوزه انتخابیه دارای کمترین مسائل و حواشی بو ده است.
این انتخاب را به همه مردم رامهرمز و رامشیر تبریک عرض میکنم.
آقای بهمئی با شعار تغییر به میدان آمده بود و مردم هم از این تغییر استقبال کردند.
آقای دکتر بهمئی متعلق به همه اقشار جامعه هست و متعلق به یک قشر خاص نیست . امیدوارم با حضور ایشان در مجلس و با شایستگیهای که در او سراغ داریم در وحله اول نماینده ای شایسته در مجلس برای تمام ملت ایران در قلمرو وظایف قوه مقننه باشد. همچنین انتظار داریم با درخشش خود شاهد رونق اقتصادی در حوزه انتخابیه او کمک به شایسته سالاری باشیم.
همچنان که در سخنرانیهایش به کرار گفته اند شاهد توجه ایشان به منافع همه جامعه باشیم نه قشر خاصی از جامعه.
آقای بهمئی به خوبی نگاه مردم به نمایندگان قبلی را میداند. امیدوارم آنچه که از تجارب گذشتگان آموختنی است را بیاموزد و با احترام به نمایندگان قبلی و هم کاندیداهای مطرح این دوره  در مسیر موفقیت گام بردارد.
دکتر بهمئی امروز محبوب و دوستداشتنی است . او برای امتحان سختی انتخاب شده است.انشا الله که تجارب مثبت و منفی دیگران چراغ راهی باشد برای حرکت صحیح دکتر در مسیر تعالی.
با توجه به تخصص و توانایی علمی او و جوان بودن قطعا قادر خواهد بود تا برای خود استراتژی تدوین نمایید .
او دکترای منابع انسانی دارد ، بنابراین حفظ منابع انسانی و توجه به شایسته سالاری از او  انتظار حداقلی است.
یکی از نقاط قوت انتخاب آقای بهمئی حمایت چهره های علمی و دانشگاهی و مهندسین و متخصصین حوزه انتخابیه  از وی بوده است . به کمک این سرمایه علمی و با جذب این افراد و با استفاده از خرد جمعی نخبگان می تواند فضای مطلوب برای خود و همه مردم حوزه انتخابیه رقم بزند.
از تاریخ جاری نام او بر سر زبانها خواهد بود و افراد جامعه هرکدام از زاویه دید خود  او را مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهند داد. و ما هم با امید به آینده نظاره گر خواهیم بود و البته در همین وبلاگ به تحلیل خواهیم پرداخت.

تکذیب خبر نظرسنجی کاندیداها در رامهرمز توسط خوزنیوز

دیروز سایت خوز نیوز خبر کذبی مبنی بر نظرسنجی کاندیداهای رامهرمز منتشر نموده است که نتایج کاملا مغرضانه ای را ارائه داد . این سایت در نظر سنجی ارائه شده برای کاندید اول حوزه انتخابیه رامشیر و رامهرمز فقط 8 درصد آرا در نظر گرفته است. البته ظاهرا این سایت مربوط به کاندیدی است که برای خود 52 درصد رای در نظر گرفته است. شخصا نظر سنجی انجام دادم با توجه به رد صلاحیت آقای موسوی رقابت بین آقایان دکتر بهمئی و آقای محمدیان است. به نظر میرسد اکثر طرفداران آقای موسوی تمایل به آقای دکتر بهمئی دارند .
پیش بینی می شود آقای دکتر بهمئی با اختلاف آراء زیادی نسبت به رقیب اصلی خود در انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی در حوزه انتخابیه رامهرمز و رامشیر پیروز گردد.
به منظور سالم نگه داشتن فضای انتخابات و عرصه تبلیغات و رسانه ، لازم است همه فعالان انتخاباتی از اشاعه اخبار کذب خودداری نمایند .
چند روز پیش هم از طرف ستاد آقای محمدیان از طرف یک ایل پیامکی صادر شده است . این نکته هم لازم است گوشزد شود که انتشار این گونه پیام ها ترغیب مردم به قوم گرائی است . این زیبنده فضای عمومی جامعه نیست. ترغیب و تحریک قومیتها به صورت حضور قومی و قبیله ایدر انتخابات  هم تنش زا خواهد بود هم مانع توجه به  مسائل و مشکلات عمومی حوزه انتخابه ، هم دین به پرهیز از گرایشهای قومی تذکر داده است هم دموکراسی خود را پرهیز میدهد .
با توجه به اینکه رامهرمز و رامشیر از قومیتهای مختلفی تشکیل شده است . هم کاندیدهای محترم و هم حامیان و فعالان عرصه انتخابات می بایست رعایت حساسیت اقوام مختلف را بنمایند.

ایجاد شهرک معدنی در رامهرمز تصویب شد

اهواز - خبرگزاری مهر: معاون معدنی سازمان صنعت، معدن و تجارت خوزستان گفت: طرح ایجاد شهرک معدنی در امهرمز در شورای معادن به تصویب رسید که جلوگیری از تخریب رودخانه ها وحفظ محیط زیست از مزیتها و اهداف اجرای این طرح است.محمد افشون در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: زمین دو هزار و 500 هکتاری در شهرستان رامهرمز که پیش از این برای تامین مواد معدنی کارخانه سیمان رامهرمز در نظر گرفته شده بود، برای احداث این شهرک اختصاص یافت.وی افزود: قرار است در شهرک معدنی رامهرمز واحد های سنگ شکنودیگر واحد های مرتبط با فعالیتهای معدنی مستقر شوند. شهرک معدنی به 43 قطعه 30 هکتاری تقسیم و واحد های در این قطعه ها مستقر می شوند.

معاون سازمان صنعت، معدن وتجارت خوزستان عنوان کرد: در گذشته واحدهای سنگ شکن به صورت پراکنده در سطح رامهرمز فعالیت می کردند که فعالیت آنها منجر به تخریب رودخانه و خسارت زیست محیطی می شد و به همین دلیل قرار است قطعات شهرک معدنی پس از گذراندن مراحل اداری، تهیه و شناسنامه معدنی و با همکاری فرمانداری رامهرمزبه واحد های سنگ شکن واجد شرایط واگذار شود

  جناب  مهندس افشون با سلام :

به عنوان کارشناس معدن و شناخت از منابع معدنی رامهرمز با جایگاه فعلی مخالفم. اینجا اصلا جای مناسبی نیست. عمده ترین دلیلم اینه که این مخلوط تنها منبع آب شیرین رامهرمز هستند . این تنها منبع را نباید از بین ببریم . با راه اندازی سنگ شکنها و برداشت مخلوطها چاههای که دوسال قبل حفاری شد کاملا خشک میشوند . همچنین به اکولوژی منطقه آسیب جدی وارد میشود.جهت ایجاد سایت سنگ شکنها آماده همکاری هستم  . سنگ شکنها خوزستان باید به پای کوههای زاگراس که دور هم نیستند منتقل شوند. این سرمایه ها ی نسلهای آینده را ازبین نبریم.

آقای مهندس افشون امروز بعد از تخریب رودخانه رامهرمز به مخلوطها پناه آوردیم . لازم است اینبار دچار خطا نشویم و بیشتر کار کارشناسی کنیم..

برای این محل لازم است سازمانهای آب  و محیط زیست و منابع طبیعی استان هم کار کارشناسی کنند. بعید میدونم مهندیسین آب استان قبول کنند !

حذف مخلوطهای کوهی از صفحه دشت خوزستان خطای بزرگی است که آیندگان به سبب آن ما را نخواهند بخشید..

 

جناب آقای دکتر بابک ممبینی رئیس محترم دانشگاه آزاد رامهرمز ، دستمریزاد !

کارشناسی را در رشته مهندسی در دانشگاه دولتی گرفتم و کارشناسی ارشد را دردانشگاه علوم و تحقیقات اهواز  در رشته مدیریت اجرائی . حدود 15 سال سابقه مدیریت در شرکت سیمان خوزستان ، بزرگترین بنگاه اقتصادی منطقه را دارم. حدود 50 دوره کوتاه مدت و بلند مدت آموزشی مدیریت مانند: مدیریت تحول ، مدیریت استراتژیک ، تکنولوژی اطلاعات ، سیستمهای اطلاعات مدیریت وغیره را در مراکز معتبر آموزشی کشور گذراندم و گواهینامه گرفتم.

انواع سیستمهای به روز دنیا مانند ISO ,OHSAS ومدیریت استراتژیک ، مدیریت سبز ، مدیریت تعالی و غیره در شرکت سیمان خوزستان پیاده گردید که معمولا عضو فعال اجرائی این سیستمها بودم.محض اطلاع خوانندگان اضافه میکنم که رزمنده و جانباز دوران جنگ تحمیلی هستم.

از آنجا که علاقمند به علم مدیریت بودم در سالهای اخیر مطالعات خودم را بر علوم مدیریت با اتکا به جنبه کاربردی متمرکز نمودم. به دلیل علاقه مندی به تدریس تقاضای تدریس در دانشگاههای آزاد و پیام نور رامهرمز را نمودم. ایمان داشتم که اندک اندوخته های علمی و تجربیم برای دانشجویان مفید خواهد بود.

در دوسال اخیر موفق به تدریس در دانشگاههای پیام نور رامهرمز و هفتکل و همچنین دانشگاه آزاد رامهرمز گردیده ام و همواره از احساس رضایت دانشجویان من هم خرسند و مسرور بودم.

در ترم جاری (دوم 90-91) دو درس " تصمیم گیری و تعیین خط مشی " و "مبانی مدیریت دولتی 2" را در دانشگاه آزاد رامهرمز برای من برنامه ریزی نمودند.

از تاریخ برنامه ریزی تا تاریخ 15/11/90 حدود 30 دانشجو هر درس را انتخاب نمودند ، اما روز 16/11/90 اسم من را از کنار درسهای ذکر شده برداشتند و نام استاد را " نامشخص" نوشتند !

بعد از پرس جو متوجه شدم که به دستور رئیس محترم این دانشگاه  اسم من حذف گردید. علت آن هم طرفداری من از دکتر شمس الله بهمئی کاندید تایید صلاحیت شده مجلس نهم است !

درست شب 15/11/90 به همراه جمعی از همکارانم در منزل من با آقای دکتر بهمئی ملاقات داشتیم . چون او چهره دانشگاهی و دارای دو مدرک دکترا در رشته مدیریت توسعه و منابع انسانی است و من و همکارانم از 15 سال پیش اورا میشناسیم چون اولین دورهای مدیریت را با نامبرده در شرکت سیمان گذراندیم و به اعتبار تایید و همراهی اساتید همراه  مخصوصا استاتید دانشگاه تحت ریاست آقای دکتر بابک ممبینی ! و به خاطر شخصیت و تدین نامبرده تصمیم به حمایت از وی را گرفته ایم.

اما گو اینکه حمایت نکردن از کاندیدای مورد حمایت آقای دکتر بابک ممبینی جرمی سنگین ونابخشودنی است تا جائی که حتی دو ساعت تدریس اساتید حق التدریس را در دانشگاهش ! تحمل نمیکند.بر همین اساس صبح همین روز اسم من به دستور ایشان حذف گردید .

جناب بابک جان برادرم، دستمریزاد!

شنیدم که ترم آخر دکترا را در حال سپری کردن هستی یا پشت سر گذراندی بدینوسیله تبریک عرض میکنم.

همانگونه که میدانید مبلغی که بابت یک ساعت تدریس استاد حق التدریسی پرداخت میشود حدود نصف اضافه کاری من است .بنابراین فقط به سبب اینکه احساس میکنم تجارب مطالعاتی و تجربیم( به تایید  اساتید و دانشجویانی که من را میشناسند ) برای دانشجویان منطقه ام مفید خواهد بود اصرار بر حضور داشتم.

میدانستم که تیغ کین انتخاباتی در حذف کسانی که همراه نیستند گاهی بی رحمانه عمل میکند اما نمیدانستم که عمق آن به حدی است که از تعامل دانشجو و استاد حق التدریسی که به سبب ارتباط علمی همدیگر را طالبند ، نیز جلوگیری مینماید !

من آقای سید ناصر موسوی نماینده محترم چند دوره مجلس شورای اسلامی را میشناسم . ایشان هم بنده را به خوبی میشناسد . بعید میدانم آقای موسوی طالب چنین رفتاری باشد .قطع یقین این برخوردها به نفع آقای موسوی و شان نماینده مجلس نیست.من برای آقای موسوی احترام خاص قائلم . مطمئنا بزرگوار به خوبی متوجه هستند که دلیل حمایت نکردن اساتید دانشگاه از وی( یا کاهش چشمگیر حمایت آنها ) در دانشگاه آزاد رامهرمز و حتی کارمندان و دانشجویان این دانشگاه ،چنین مسائلی است .البته اگر سید بزرگوار در چنین تصمیماتی دخیل هستند که خیلی ناامید کننده هست، اما چنین فکر نمیکنم.

من به عنوان یک شهروند رامهرمزی مانند سایر تحصیل کردان نگران این وضعیت هستم . این عنایات شامل حال دیگران همه شده است و من تنها نیستم. خیلی از همشهریان تحصیلکرده را دیدم که از چنین وضعی شدیدا گلایه دارند. همشهریانی فوق لیسانس گرفتند و سالها متقاضی تدریس هستند اما فرصت برای آنها در دانشگاه آزاد رامهرمز فراهم نمی شود در حالی که از شهرهای دیگر بسیاریند( البته برای آنها احترام قائلم )که در اینجا این فرصت برای آنها مهیا شده است . من و همراهانم حق داریم که از آقای دکتر ممبینی و دیگر مسولان بپرسیم چرا باید چنین باشد؟ دلیل ممانعت آقای ممبینی از تدریس امثال من چیست؟

همانگونه که برایت اس ام اس دادم :

"  آنچه بر لوح زمان می ماند راه و رسم سفر است ، رهگذر میگذرد "


بهار هم که نباشد ، من به مهربانی شما از شکوفه لبریزم

یکی از کاندیداهای مطرح دوره نهم مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه رامهرمز و رامشیر آقای دکتر شمس الله بهمئی است. او دارای دکترای مدیریت در دو گرایش توسعه و منابع انسانی است. حدود 18 سال سابقه کار در دانشگاههای پیام نور خوزستان را با سمتهای مختلف بعهده داشته است. حدود 8 سال رئیس دانشگاه پیام نور رامهرمز بود و مدتی نیز معاونت اداره کل دانشگاه پیام نور خوزستان را بعهده داشت. همچنین ریاست تحصیلات تکمیلی دانشگاه پیام نور خوزستان از سوابق وی به شمار می رود. هم اکنون نیز رئیس دانشگاه پیام نور اهواز با 18000 دانشجو و 900 عضو هیئت علمی را عهده دار است.بدلیل سوابق دانشگاهی و محبوبیتی که بین اساتید و دانشجویان دارد ، جمع زیادی از دانشگاهیان حوزه انتخابیه او را در عرصه انتخابات مورد حمایت قرار می دهند.دکتر بهمئی مدرس دانشگاههای آزاد استان هم هست. از همین منظر او در بین مردم غریبه نیست و دانشجویان و وفارغ التحصیلان  دانشگاهی او را به خوبی می شناسند . او در بین دانشگاهیان  شخصیتی مقبول و محبوب دارد وبه عنوان استادی  برجسته و با سواد و اهل مطالعه شناخته می شود.

فاکتورهای مثبت علمی و شخصیتی ، صداقت و سادگی و تدین ایشان  باعث گردید تا در دوره حضور کوتاه و معرفی خود به مردم  مقبولیت بالای پیدا نماید و به عنوان جدی ترین رقیب مطرح انتخابات مجلس نهم در حوزه انتخابه خود مطرح گردد.

او در سپاس از استقبال مردم تکیه کلامی دارد که حکایت از مهربانی  او دارد: " بهار هم که نباشد من به مهربانی شما از شکوفه لبریزم "

خوشروئی و جذابیت سیمای ظاهری از دیگر فاکتورهای است که در کنار خوش کلامی و افتادگی و متانت، نفوذ وی را روز به روز در بین همه اقشار مردم بیشتر می کند.دکتر بهمئی رزمنده دوران دفاع مقدس است که با افتخار یاد می کند.

ازجمله جملات کلیدی که تا کنون در سخنرانیهایش مطرح کرده است عبارتند از:

-          همواره توکلم به خدا بوده و هست و امیدوارم هرچه او صلاح بداند اتفاق بیافتد.

-     وارد عرصه انتخابات شدم تا شاید فرصتی برای خدمت به مردم را بدست بیاورم ، این فرصت قبلا نصیب دیگران شد که هم شخصیتشان قابل احترام است و هم عملکردشان قابل تقدیر. ولی معنی اش این نیست که ما به دنبال " تغییر "نباشیم. تغییر برای بهبود و نو آوری و ایجاد رفاه و آسایش برای عامه مردم و اشتغال جوانان.

از آنجا که مقایسه یک روش علمی برای کشف حقیقت است ، در نتیجه مقایسه رامهرمز و رامشیر و روستاهای تابعه با سایر شهرها متوجه می شویم که از نظر اشتغال، توسعه و غیره  شرایط مطلوبی نداریم.و این شرائط باید تغییر کند

حکایت های تلخ روزگاران و واقعیت ما آدمیان

در مقولات مدیریتی حکایتی را به صورت زیر می آورند :

زمستانی سرد و یخبندان ، جوجه های کلاغی از گشنگی و نداری در آستانه مرگ قرار گفتند تا که عشق مادری و از خود گذشتن کلاغ گل کرد و گوشت بدن خود را ذره ذره میکند و سخاوتمندانه طعمه زنده ماندن جوجه هایش کرد . بدینسان زمستان طاقت فرسا  سپری شد و در عاقبت کلاغ مرد و جوجه هایش زنده ماندند( در عالم واقع چنین عنکبوتی وجود دارد !)

اما بشنوید از جوجه های قدر شناس که با پشت سر گذاشتن بحران قحط سالی  و زنده ماندن به قیمت مرگ مادر جانفدا و عاشق :  آه ه ه خوب شد که مرد از خوردن غذای تکراری خسته شدیم....

یکی از آیات زیبایی قرآن در مورد انسان چنین می فرماید ((ان الانسان لیطغی ان راه الستغنی ))

آدمی وقتی بی نیاز شود طغیان میکند.....

از همین منظر است که باور داریم طبیعت نیاز همیشه مزموم نیست. در جایی دیگر نیز قرآن به زیبایی وانمود می نماید : ما انسان را سبکسر آفریدیم ،هرگاه شری به او می رسد جزع و فزع می کند و کمک می طلبد و هرگاه خیری به او میرسد دیگران را منع میکند( تا همه چیز برای خود بماند ) ( ان الانسان خلق هلوعا .... )

اگر چه مولوی می گوید و خوب هم می گوید:

آنکه شیر نر را کند روبه مزاج     احتیاج است احتیاج است احتیاج

و به قول بهمئی ها : فقیری میره مرده ( فقر شوهر مرد است )

اما اون سر قصه هم به همین اندازه  آدمی را  از قله انسانیت  به پائین میکشد....

اگر چه نیاز انسان را از قله عزت و کرامت گاهی تا دره خفت و ذلت پائین میکشد.اما این سکه رویی دیگر هم دارد. که در بالا به استناد آیت قران و حکایت تلخ عاقبت کلاغ عاشق  بیان شد.

باز از قران مدد میگیرم که در جایی دیگر می فرماید : بعضی اقوام را برانگیختیم تا در مقابل اقوام دیگر بایستند و جلوی ظلم و تعدی را بگیرند.