نامه ای دردمندانه به جناب گوش شنوا
در خصوص نزاعی در شرق خوزستان که 9 کشته برجای گذاشت
جناب گوش شنوا ، پیشاپیش از اینکه سخنان توصیف گرانه و دردمندانه ام را مطالعه می فرمائید صمیمانه سپاسگزارم .توصیف گرانه از این بابت که بنا دارم گوشه های از فضای اقتصادی و فرهنگی جامعه محل وقوع حادثه را که نگارنده به آن تعلق دارد دردمندانه بازگو نمایم. هدفم توجه دادن خوانندگان این متن به بستری است که این نزاعها به کرار در آن اتفاق می افتد. امیدورام جناب گوش شنوا تاملی بنماید و تکانی بخورد و دل بسوزاند و احساس مسئولیتی بنماید و احیانا برای تغییر بستر فرهنگی و اقتصادی این معضل کوششی بنماید. منظور از گوش شنوا هر مسئولی است که می خواند و می شنود و مسئولیت و اختیار دارد تا که شاید کاری بکند.
جناب گوش شنوا
این نزاع در روستای به نام پتک اتفاق افتاد بین دو طایفه ی همریشه و همسایه که وجه افتراقشان نسبشان است.روستای پتک در مرز دو شهرستان رامهرمز و باغملک البته در جغرافیایی باغملک تعریف شده است.فاصله آن از دوشهرستان حدود 40 کیلومتر است.البته بیشتر بستگان این دو طایفه در رامهرمز ساکنند و بیشتر رفت و شد و معاملات آنها نیز در رامهرمز انجام می گردد. این جغرافیا که نگارنده نیز به آن تعلق دارد از جمله ویژگیهای اقتصادی و فرهنگی زیر را مانند بسیاری از مناطق دیگر ایران دارا می باشد :
- این جغرافیا از جنوب به جاده رامهرمز –بهبهان( اهواز – شیراز) ، از شرق به رودخانه مارون (منطقه کهگیلویه ) از غرب به جاده اهواز – اصفهان (مسیر هفتکل ، باغملک ایذه ، لردگان )و از شمال به رشته کوه منگشت ورودخانه کارون ( استان چهار محال و بختیاری )محدود می گردد.که در این نوشتار اسم آن را "بن بست منگشت " می نامم. این بن بست در بین استانهای کهگیلویه ، خوزستان و چهار محال محصور است. روستای پتک در نقطه شرقی قسمت خوزستانی این بن بست عظیم واقع شده است.
- مردمان این سرزمین به صداقت، شهامت و وارستگی از طرف نویسندگان متعددی توصیف شده اند. هم مدعی اند که وارثان آریو برزنند ، هم ریسعلی دلواری را از خود می دانند و هم به گواه زنده گان و فرماندهان در جنگ 8 ساله با عراق حماسه آفریده اند.شهید و اسیر فراوان داده اند.
- شخصا شاهد بودم در دوران جنگ شخصی به نام آقای کتیرایی که اکنون وی را نمی شناسم به عنوان نماینده آموزش و پرورش در امور رزمندگان در زمان جنگ به این جغرافیا عزیمت نمودند و در جمع دانش آموزان گفتند که نسبت به جمعیت این مردم بیشترین حضور را در جنگ دارند.
- حدود 100 سال پیش اولین چاه اکتشافی نفت در فاصله 10 کیلومتری جنوب روستای پتک در جغرافیای موصوف و قبل از حفاریهای نفتی مسجد سلیمان در دره قیر حفاری گردید.
- اکنون چاههای نفت بسیاری در کمربندی که از 10 کیلومتری جنوب این روستا عبور می کند در حال بهره برداری هستند و در قسمت جنوب شرقی به تعبیری جنگلی از لوله های گاز و نفت در فاصله حدود 20 کیلومتری روستای پتک در منطقه ابوالفارس محروم از چاههای متعدد کشیده شده است.
- از نظر جغرافیایی روستای پتک در انتهای گوشه غربی جغرافیایی واقع است که ریشه دو طایفه موصوف در آن وجود دارد. در این جغرافیا هر چند سال یکبار این اتفاق بین طوایف و تیره های مختلف اتفاق می افتد. پتک و روستاهای اطرافش از طوایف متعددی تشکیل شده است.
- نگارنده بیش از آنکه طرفین را مقصر بداند فضای فرهنگی که در آن تنفس می کنیم را مقصر میدانم. فضای فرهنگی که حاصل از اقتصادی موج اولی و عشایری و سنتی است .
- منگشت رشته کوهی زمخت، مرتفع و پیوسته است که از ایذه شروع می شود و تا جنوب یاسوج به طرف شمال نورآباد فارس البته با نامهای مختلف کشیده می شود.
- زمختی و پیوستگی و نفوذ ناپذیری رشته کوه منگشت سبب گردید تا تمامی چشمه ها و رودخانه های جاری از رودخانه بشار یاسوج گرفته تا رود خرسان و آبهای لردگان و سبزه کوه و زرده کوه و کوهرنگ بختیاری ، در پشت آن به هم پیوسته و بزرگترین رودخانه کشور یعنی کارون را تشکیل دهد. ایذه و مسجد سلیمان را دور زده و از شوشتر به دشت خوزستان پیوسته است. و از جاری شدن آب رودخانه های بالادست به این جغرافیا جلوگیری نموده است.
- در واقع منگشت دو بن بست اساسی برای جغرافیایی موصوف ایجاد نموده است . اول اینکه از جاری شدن هرگونه رودخانه پرآب در این منطقه جلوگیری نموده است. دوما سبب گردید تا هیچگونه جاده ارتباطی توسعه زایی از این جغرافیا عبور نماید.
- جناب گوش شنوا ملاحظه می فرمایید بن بستی که محل زندگی جمعیت زیادی از غیور مندان کشور هست هیچگونه جاده ارتباطی بین استانی ندارد . یعنی زیر اساس اولیه ای توسعه که جاده هست این جغرافیا از آن محروم است. بنابراین فرهنگ و اقتصاد این جغرافیا ، تبادل و تعامل شایسته و بایسته ای با همسایگانی مانند کشورهای دیگر و حتی شهرستانهای استانهای پیرامونی ندارد.مردمانشان در رفع نیازهای اولیه خود مانده اند.
- این بن بست باعث گردیده تا مردمان این جغرافیا همچنان به دامداری سنتی و کشاورزی سنتی اندک خود ادامه داده و به زندگی قومی و طایفه ای با همه ویژگیهای موج اولی آن خو کرده و همچنان در فضای فرهنگی آن تنفس نمایند.
- از قضا استعداد تحصیلی بالای مردمان این جغرافیا زبانزد است و سبب گردید در رشته های مختلف متخصصان و فارغ التحصیلان زیادی حاصل آید، اما همه برای اشتغال از جغرافیای ذکر شده کوچ کرده و در شهرههای مختلف ایران پراکنده شده اند. و اثر آنچنانی بر زادگاه خود ندارند . همچنان جمعیت زیادی به صورت عشایری با زندگی فقیرانه در این جغرافیا ممر حیات می کنند.
- جناب گوش شنوا ، این درگیری اولین نبود ، اما نیک میدانید تا "بن بست منگشت" بدون راه ارتباطی ، بدون کارخانه ، بدون تولید و بدون صنعت بماند خروجی فرهنگی مردمان بی کسب و کار اما نجیبش ، همچنان به تعبیر آلوین تافلر موج اولی خواهد ماند و نتیجه اش نزاعهایی ذکر شده خواهد بود که اکنون در روز بازگشایی مدارس بیش از 300 دانش آموزشش آواره است.تعدادی کشته و تعداد زخمی و تعدادی عزادار و بی خانمان و تعدادی یتیم شده اند !
- جناب گوش شنوا ، از آن جا که عاقل به اشاره ، ریشه های مسئله را متوجه می شود از طولانی تر شدن متن خودداری نموده و با ذکر داستانی واقعی این یادداشت را خاتمه می دهم :
در زمان جنگ ایران و عراق شخصی به نام " بره " ، که از بزرگان مردمان همین جغرافیا بود و اکنون در قید حیات نیست ، به یک از مسئولین وقت کهگیلویه و بویر احمد مراجعه و خواستار احداث جاده برای روستایشان در منطقه رود تلخ (پهنک)گردید. مسئول وقت به شوخی یا جدی به ایشان گفت چرا بچه هایتان را نمی فرستید خدمت سربازی و حضور در جبهه داشته باشند؟! در جواب با لحن ساده عشایری گفت جناب استاندار من مخالفتی ندارم و همکاری می کنم تا جوانانمان به جبهه بروند اما یک سوال از شما دارم . استاندار گفت بره سوالت چیه ؟ بره گفت این جوانان ما که فردا بیاییند و بروند جبهه و شهید شوند برای جنابعالی ننگ و عار نیست که فردا پیکر آنها را به جای آمبولانس با خر و قاطر جابجا و تشیع کنیم ؟! جالب است بدانیم تمامی مردم طایفه بره ، بدلیل نبودن جاده و آبادانی منطقه خوش آب وهوایی رودتلخ و پهنک را ترک کرده و به ناچار در روستاهای اطراف امیدیه سکنا گزیده اند !
- جناب گوش شنوا ، اخبار بیست و سی علت درگیری را بی تدبیرانه ، بر سر بز یا بزغاله ای عنوان نمودند . ممکن است جریان بز هم در گوشه ای از ماجرا دخیل بود اما سوال من در راستای سوال 30 سال پیش مرحوم بره از بیست و سی این است: گیرم عامل بز هم دخیل بود ! ، آیا برای ما و مسئولین ما زیبنده است که در منطقه نفت خیز جنوب و درست در ده کیلومتری چاههای نفت وضعیت معیشتی و فرهنگی به گونه ای باشد که سر یک بز نزاع و کشتار شود ؟ آیا مقصر طرفین درگیری هستند یا مسئولینی که با داشتن همه امکانات برای توسعه اقتصادی و فرهنگی این منطقه کار شایسته ای نکردند؟ اثر این همه نهادهای عریض وطویل اقتصادی و فرهنگی کجاست؟
- جناب گوش شنوا ، بن بست منگشت پتانسیلی بی نظیری در خاور میانه برای ایجاد تفریحگاه و فضاهای گردشگری متعددی دارد که می تواند اقتصاد و فرهنگ را متحول کند.فقط همت میخواهد و مرد کهن !
- جناب گوش شنوا درست کوه مشرف به روستای پتک محل شکل گیری نزاع ، دارای ذخایر معدنی ، غارهای متعدد (اشکفتهای عمیق )، بناهای باستانی و جنگلهای بلوط است که با احداث فقط 15 کیلومتر راه دسترسی درجه 3 می توان بزرگترین تفریحگاه سیاحتی و گردشگری جنوب ایران و راه دسترسی به معادن سلستین ، سنگ آهک و خاک نسوز را در این کوه فراهم کرد که نتایج آن به جای درگیری ، اشتغال ، ارتقاء سطح گفتمان طایفه ای و قومی به شهروندی و مانند آن خواهد بود.
- گفتنی های نانوشته بسیار است مثلا هرساله درجغرافیایی موصوف و در جنوب ایران همایشهای طایفه ای به حمایت مسئولین و مردم برگزار می شود که به نظر اینجانب اثرات منفی آن بر حسناتش بیشتر است.
- بماند اینکه در غیاب دیالوگی آزاد همچنان در چمبره منولوگهای سنتی و فرقه ای و طایفه ای ، فرزندانمان از آموختن فرهنگی فراگیر و تعصب زدا ، بی بهره اند و مجال باز کردن بحث نیست.
- در پایان ضمن تشکر از مقامات مسئول و زحمتکش ، از دوستان فرهیخته و اهل دانش و ریش سفیدان و عقلای قوم در طرفین دعوی تقاضا دارد ضمن همکاری با مسئولین امنیتی و قانونی و قضایی در بازگشت آرامش واقعی به منطقه تلاش نمایند.