سرهنگ قذافی بر اثر زخمهایش درگذشت

در دقائق جاری تیتر بالا به عنوان مهمترین خبر رسانه های مختلف جهان منتشر شد. عکسی از صورت خونین سرهنگ قذافی منشر شد. پسرش معتصم قذافی نیز کشته شد. سخنگوی او دستگیر شد. صفحات تلویزونهای جهان مملو است از تصاویر مخالفین قذافی که با چهره خندان ، با پایکوبی در یک دست اسلحه و با دستگیر علام وی لاتین ، یعنی ویکتوری = پیروزی را نشان میدهند. در من احساس دو گانه ای ایجاد شد ، مانند تمام مردم آزادیخواه دنیا از سقوط دیکتاتورها خوشحال شدم . اما من از اینکه علامت ویکتوری را همراه با در دست داشتن تفنگ و شلیک گلوله نشان دهند خوشحال نیستم . کاش بدون شلیک گلوله ، بدون خشونت و خونریزی ، علامتهای ویکتوری نشان داده شود. لیبی اکنون بر اثر این خشونتها به ویرانه تبدیل شده است. زیرساختهای اقتصادی ، سیاسی و حتی فرهنگیش متزلزل شده است. مدیریت جامعه جنگ زده و انقلاب زده و سامان دادن آن کار آسانی نیست.اکنون گروههای مختلف و مدعی هرکدام به زعم خود درپی سهم خواهی و کسب قدرت هستند . امروز شعارها همه قشنگ است. همه گروههای انقلابی امروز از احقاق حقوق عامه مردم حرف میزنند. از دموکراسی و آزادی و عدالت دم میزنند. اما یادمان باشد قذافی هم مانند مبارک و صدام و دیگران برای به دست گرفتن قدرت با ایراد سخنان زیبا و انسان مدار و عدالت محور محبوب بود. اما پس از کسب قدرت قذافی ماجراجو، خودخواه ، خودمحور ، و دیکتاتور گردید. حتی به فکر فرزندان و خانواده خود نبود. قدرت چقدر انسان را متحول می کند. تا آنجا که حتی خانواده خود را مانند سایر انسانها به عنوان ابزار حفظ قدرت  نگاه میکند. امروز اعضای خانواده او یا کشته شده اند یا در بدر غربتند همچنان که خانواده صدام و حسنی مبارک و محمد رضا شاه و بن علی قبلا چنین فرجامی را تجربه کردند.این سوال مطرح است چرا حب قدرت آدمی را به جایی میبرد که حتی سرانجام اعضای خانواده اش برایش اهمیتی ندارد. به هر حال آرزوی میکنم که شورای انتقالی لیبی توانایی کنترل و مدیریت لیبی بعد از قذافی را داشته باشد و لیبی خانه امنی شود برای همه لیبیائی ها...

توفیق تصادفی

کاندیدای شورای شهر بودم ، از طرف یکی از بزرگان یکی از محله های شهر دعوت شدم ، بعد از جلسه میزبان در حالی که منو تا سر کوچه بدرقه میکرد، به چراغ روشنایی سر کوچه که شکسته بود اشاره کرد و به من گفت مهندس یه زنگی به اداره برق بزن تا این لامپو عوض کنن چون کوچمون شبها خیلی تاریکه ... راستش من هرچه به ذهنم فشاور آوردم تا به کی زنگ بزنم کسی یادم نیومد . آن زمان فقط یک کارمند سطح پائینی را از اداره برق شهرستان می شناختم. خلاصه کلام اینکه من که سرگرم تبلیغات بودم موضوع را پاک فراموش کردم . از قضا شب روز بعد میزبان بزرگوار زنگ زد و تشکر کرد که چند ماه بود این چراغ خاموش بود ولی با سفارش شما امروز تعمیر و روشن شد.من که نه زنگی زدم و نه سفارشی  اما گو اینکه این توفیق تصادفی نصیب گردید و در این یک مورد بختیار شدم ...
شاید شما هم مشاهده فرمودید کوره راهی در دهی بازگشایی شود ، گوش شیطون کر ، دهیار و بخشدار و فرماندار و رئیس راه شهرستان و مدیر کل راه و نماینده محترم شهر و شواری های ده و بخش شهر و... همه پیروزمندانه خود را مدعی اثر گذاری در اقدام اندک مذکور میدانند  و اینگونه در توفیقات تصادفی سهیم میشوند...

توانایی علمی ، معیار مغفول نامزدهای مجلس شورای اسلامی

هرچه به زمان انتخابات مجلس نزدیکتر می شویم فعالیت کاندیداهای احتمالی نیز بیشتر می شود . این روزها در مراسمات مختلف اعم از رسمی و غیر رسمی ویا شادی و عزاداری ، شاهد حضور کسانی هستیم که به سادگی قصد و غرض حضور مهربانانه آنها قابل تشخیص است .آمده اند تا برای انتخابات آتی مجلس از همین الان یارگیری نمایند ، بساط مهمانی ها و پذیرائی ها و دعوتی های جهت دار در کوی و برزن شهر گرم است . اسم کاندیداهای مجلس آتی رفته رفته بیشتر بر سر زبانها جاری می شود. فعالیتها و یارگیری های انتخاباتی در حال شکل گرفتن است. سخن از این هست که چه کسانی می آیند ؟ به چه کسی رای میدهید؟ کاندیدای احتمالی از کدام تیره وتبار است ؟ خط فکری سیاسی او کدام است ؟ یا اصلا رای میدهید یا نمیدهید؟

اما در هیاهوی فضای سیاست زده کمتر شنیده می شود که از توانایی و تخصص کاندیداها سوال شود . به نظر می رسد در کشمکش جریانات مختلف ، اصل موضوع یا مطرح کردن شاخص های اصلی که نماینده مجلس باید داشته باشد فراموش شده است . اگر از تهران و کلان شهرها  بگذریم ، در شهرهای کوچک که بیشتر عوامل قومی و قبیله ای اثر گذار هستند واقعا سخن از توانایی واقعی یک نماینده کمتر مطرح است. اگر عوامل سیاسی را در شهرستانها در رتبه دوم قرار دهیم ، معمولا در شهرستانها دو کس رای می آورد :  کسانی که داری قوم و قبیله بیشتری هستند یا روحانیونی که در میان اقوام مختلف داری نفوذ و جایگاهی هستند بویژه سادات محترم که در میان اقوام مختلف داری احترام خاصی هستند. اگر از منظر علمی و مقطع پیچیده تاریخی و نیاز واقعی جامعه به موضوع نگاه کنیم ، متوجه می شویم که معیارها و شرائطی واقعی و ضروری که یک نماینده مجلس باید داشته باشد کمتر مورد عنایت قرار میگیرد.

اگر از زوایای مختلف سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی به جهان متلاطم و پر تحول امروز نگاه کنیم ، اهمیت موضوع بیشتر مشخص می شود. جهان امروز در حال تحول است ، حکومتهای سنتی پادشاهی در اطراف ما یکی پس از دیگری سرنگون می شوند. در بهشت اقتصادی دنیا شاهد ورشکستگی اقتصادی شرکتهای بزرگ تولیدی و حتی کشورها هستیم. بازار ارز و طلا و سکه در دنیا دوره ای نابسامانی را سپری می کند. بازار نفت و انرژی نیز به نوسانات روزرمره دامنگیر است. غول اقتصاد چین بی پروا کالاهای با کیفیت و بی کیفیت را با تولید انبوه روانه بازارهای دنیا نموده است و عرصه را بر رقیبان کم رمق روز به روز تنگتر می نمایید. هنجاریهای اجتماعی در گوشه و کنار ، در خارج و داخل کشور آنچنان که باید به سامان و مطلوب نیست. تکنولوژی پیشرفته الکترونیکی امروز ، جامعه را از وجوه مختلف سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی تحت تاثیر قرار داده است. صنعت کامپیوتر و اینترنت و فن آوری نوین اطلاعاتی بر تمامی حوزه های ذکر شده سایه افکنده است.سازمانهای ما به جهت اینکه از سیستمها و ساختارهای قدیم و سنتی بهره می گیرند داری کارائی و بهره وری مطلوب نیستند. فضای تولیدی و خدماتی ما شدیدا محتاج تحول و بهبود است. بی شک برنامه ریزی و قانون گذاری ، مقدمه هدایت کشتی اقتصاد جامعه در اقیانوس مواج کنونی جهان است. جریانهای سیاسی قابل احترامند. همه اقوام و قبایل شریف ایران ارجمند و عزیزند. اما باید بدانیم امروز مجلس به افراد اهل علم و دانش  نیاز دارد. مجلس امروز به کسانی نیاز دارد تا فهم و درک واقعی از محیط بیرونی و درونی کشور داشته باشد. افرادی که نگاهی همه جانبه به مسائل سیاسی و اقتصادی و اجتماعی  داشته باشند. افرادی که نیازهای واقعی جامعه و جوانان امروز ایران را بشناسند. چگونگی آینده فرزندان ما در گرو تصمیماتی است که در مجلس شورای سلامی گرفته می شود. نماینده مجلس ابتدا باید از نظر علمی توانایی درک و فهم مسائل و نیازهای روز جامعه و مردم را داشته باشد تا در تصمیمات خردمندانه سهیم باشد. سپس شهامت و جسارت پی گیری و اجرای تصمیمات و قوانین وضع شده را توسط مجریان نیز داشته باشد. اگر کاندیدای با استفاده از ابزار مالی ، قومی ، دینی وغیره به دنبال جلب حمایت مردم باشد ، به حتم نماینده شایسته و قابل انتظاری نخواهد بود. صداقت ،درایت و شهامت رای دهنده منجر به انتخاب احسن می شود.شاید گزافه نباشد اگر بگوییم سطح علمی و فرهنگی نماینده منتخب انعکاسی از سطح فرهنگ و تعلقات انتخاب کنندگان است. پایان سخن  غیر سیاسی من این است که صادقانه دور خیزی مجدد نمائیم  و نخست معیارهای لازم برای نماینده امروزی مجلس در دنیای متحول را با اتکا به توانائیهای علمی ردیف نمائیم . سپس دلسوزانه برای آینده خود و فرزندانمان بدون تعصبات قومی و گروهی، با نگاهی جامع و عالمانه افراد کاندیدا را به سنجه معیارهای انتخاب شده بسپاریم تا انتخابی نیکو داشته باشیم.در آن صورت می توانیم انتظار تصمیمات خردمندانه  و حکیمانه از نمایندگان مجلس داشته باشیم. یادمان باشد آینده ایران و ایرانی به هوشمندی و زمانشناسی همه ما وابسته است.یا حق.

شاخه زیتون در دست مردم فلسطین   

درست همین لحظه محمود عباس در مجمع عمومی سازمان ملل در حال سخنرانی است. او از سازمان ملل خوسته است تا کشور مستقل فلسطین را به رسمیت شناخته و عضویت آن را در سازمان ملل متحد به رسمیت بشناسند.او در این سخنرانی گفت " مردم فلسطین نمی خواهند شاخه زیتون از دستشان بر زمین بیافتد. او گفت حالا لحظه حقیقت است ، زمان  پایان درد و رنج آوراگان فلسطین فرا رسید ، آینده فلسیطین باید از طریق صندوقهای رای معلوم شود ، در دولت آینده آزادی انسان پاس داشته می شود "
امروز سازمان ملل در آزمون تاریخی مهمی قرار گرفته است. این ایام که به دلیل انقلابهای کشورهای عربی آن را
ایام  " بهار عربی " نامیده اند، مردم دنیا انتظار دارند در این بهار فلسطینیان نیز سهمی داشته باشند.امروز مرد اول قدرت اول جهان که با شعار تغییر رئیس جمهور شده است در امتحانی تاریخی و سرنوشت سازی قرار دارد. شنیده شد که او اکنون تنها رئیس جمهوری است که مخالف کشور مستقل فلسطینی است . اوباما می تواند برای خود و کشورش تصمیمی تاریخی بگیرد ، مشکلات امروز آمریکا در دنیا کم نیستند . نه گفتن اوباما و آمریکا به در خواست به حق فلسطینیان و محمود عباس ، بدون شک چهره ناپسند و تلخی در اذهان مردم جهان رقم خواهد زد. امیدواریم در نهایت پیام امید بخشی از این مجمع برای مردم فلسطین برآید تا پایانی باشد بر مهنت و رنج آنها !پیامی که موجب عزت و خرسندی همه مردم فلسطین گردد.