تاملی در نیازهای جنسی به عنوان مانعی در مسیر تعالی


به گواه نمونه های تاریخی مسئله نیاز جنسی همواره برای رسیدن به اهداف بشری به عنوان ترمز عمل کرده است. یکی از برجسته ترین این نمونه ها در تاریخ ما توجه حسن صباح به این مقوله است. حسن صباح معتقد بود برای انجام ماموریت و تمرکز بر هدف می بایست این مسئله حل شود. اگر چه راه حل عملی حسن صباح غیر انسانی و بر خلاف مشی طبیعی سرشت وخلقت انسان بود ، اما او به خوبی متوجه این مانع قدرتمند شده است. از این رو به طور عملی ثابت کرد که کسانی که فارغ از اندیشیدن به نیازهای جنسی هستند تمرکز مطلقی بر هدف دارند و در انجام ماموریتهای محوله کاملا موفق هستند.او تصمیم خود را عملی کرد و گروهی به نام فدائیان را اخته میکرد و نتیجه اش هم کاملا  همراه با توفیق برای حسن صباح بود.آنچنانکه در کتاب " قلعه الموت " آمده است فقط یک نفر از فدائیان ویژه ، در انجام ماموریت کوتاهی به خرج داد که یک نفر هم اخته نبود. این فرد هم با اصرار  فراوان توانست خود را در قلعه طبس به عنوان وفادار مطلق نشان دهد و دیگران را قانع کند که بدون اخته بودن قادر است به مسائل جنسی بی توجه باشد و در انجام ماموریت موفق . ولی همین شخص که خودش هم ایمان پیدا کرده بود که می تواند میل جنسی را بدون اخته شدن در درون خود بکشد در مسیر انجام ماموریت و قبل از رسیدن به نقطه هدف با دیدن دخترکی در مقابل میل جنسی تسلیم شد و به تعهد خود وفادار نماند !

در مورد مقدس اردبیلی که اهل ریاضت و تزکیه نفس بود نوشته اند از او پرسیدند آیا هرگز دروغ میگویی؟ آیا غیبت دیگران می کنی؟آیا حیله و نیرنگ و سخن چینی ....؟ پاسخ او در جواب همه این سوالات و سایر رذائل اخلاقی یک کلمه بود : مطلقا

اما رندانه از ایشان پرسیدند که اگر در اتاقی تزیین شده به آئینه های فراوان در وجوه مختلف اتاق و با فراهم بودن اسباب لهو و لعب با خوبروی جمیله ای تنها باشی آیا می توانی خود را از گناه نجات بدهی !؟؟

روایت کنندگان این داستان می نویسند که پاسخ مقدس اردبیلی با پاسخ بالا متفاوت بود و در اینجا گفته است : پناه میبرم به خدا ....

همچنین در سوره یوسف از قول خداوند می خوانیم که "... زلیخا تمایل داشت و یوسف هم نیز میل داشت ، اما چون او بنده خالص ما بود او را نجات داده ایم..."

توجه پیامبر اسلام  به این مقوله و جایز نمودن بحث صیغه نیز حکایت از مهم بودن مسئله جنسی در اثر گذاری به توفیقات بشری برای رسیدن به اهداف عالیه مادی و معنوی دارد.

همه جوامع انسانی در طول تاریخ  اهمیت و میزان اثر گذاری نیازهای جنسی بر توفیقات انسانها را متوجه شده اند و به فراخور فرهنگ خود برای آن راه حلهای را پیشنهاد و یا عملی کرده اند .در عصر حاضر شاهد چگونگی برخورد غربیها  با این موضوع هستیم.آنها نه تنها آزادیهای گسترده ای را در این زمینه در درون کشورهای خود ایجاد کرده اند بلکه به عنوان کلیدی ترین  عامل برای تاثیر گذاری بر فرهنگهای سایر کشورها از این مسئله استفاده میکنند. غربیها از این منظر توفیقاتی را داشته اند که نتیجه نهایی آن کسب ثروت برای خود بوده و هست. آنها به خوبی واقعیت انسان را روانکاوانه مورد توجه قرار دادند و مسیری را فراهم کردند تا توجه انسانها را به خود جلب نمایند. در نتیجه بسیاری از انسانهای را که از نظر فکری و مالی برای آنها ارزش ایجاد می کنند از همین مسیر به کشور های خود جذب نموده اند. این باعث می شود تا سرمایه های مالی و فکری جوامع در حال توسعه را جذب کنند . بنابراین روز به روز این فرآیند به انباشت ثروت آنها کمک می کند .

 طبیعی است مکتب و فرهنگ ما نمی تواند به مانند جوامع غرب و شرق با این موضوع تعامل داشته باشد. اما ناچاریم در بستر فرهنگ دینی خود راهکار عملی پیدا نمائیم.

 غرض از نوشتن این یاداشت این است تا اهمیت مسئله و تاثیری مانع گونه آن بر توفیقات فردی و جمعی را گوشزد نماییم. وتاکید کنم که  باید برای آن راه حل مناسب پیدا نماییم.

بر این باورم که انرژی زیادی روزانه ذهنا و عملا در این مسیر به هدر می رود . در شرائط ارائه راه کار قرار ندارم ، اما شاهد وجود این مسئله مهم هستم و در مقام بیان آن در حد فهم و مشاهده و تجربه ام  احساس مسئولیت مینمایم.

معتقدم اگر ما انفعالی عمل کنیم ویا با استراتژیهای تدافعی به مقابله ادامه دهیم ، با وجود رسانه های با تکنولوژی پیشرفته نظیر ماهواره ها و اینترنت ، گسترش و ارتقا سرعت و کیفیت روز افزون آنها در نهایت بازنده خواهیم بود.علی رغم اینکه متناسب با استراتژیهای تدافعی هزینه های گزافی را هدر میدهیم.

 

عجب روزگاری شده ...


کد مطلب: 159271
متهم اختلاس در پرونده بیمه ایران و خیابان فاطمی:
1.5 میلیارد به حساب شخصی (م . ر) ریختم
بخش داخلی الف، 22 خرداد 91

تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۱ ساعت

کد مطلب: 159443
اعتماد به نفس از نوع محمدرضا رحیمی
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۳۰
جلسه ستاد هماهنگی مبارزه با مفاسد اقتصادی شامگاه دوشنبه به ریاست محمدرضا رحیمی معاون اول رییس جمهور برگزار شد.

مدیران موتور گازی

در یک مسابقه اتومبیلرانی تماشگران مشاهده کردند که یک موتور گازی با سرعت باور نکردنی گه گداری از ماشینهای مدل بالا جلو می افتد . ناظران برای پی بردن به راز سرعت هیجان انگیز موتور گازی دست به کار شدند. ابتدا موتور گازی را از نزدیک مشاهده و بررسی کردند ، اما هیچ وضعیت غیر عادی یا تمایزی نسبت به موتور گازیهای معمولی نداشت.فیلم مسابقه را باز نگری کردند باز هم نتوانستند به این راز پی ببرند.

در سری بعد مسابقه برگزار و باز با کمال تعجب و در انظار تماشاگران موتور گازی با سرعت محیرالعقول توانست تحسین همه را برانگیزاند و توجه همه را به خود جلب نماید.تا نهایتا در یکی از مسابقات موتور گازی به دلیل برخورد با خودروی کناری تعادل خود را از دست داد و راننده آن از موتور پرت شد . موتور روی زمین جاماند و ازدور مسابقه خارج شد.اما همچنان راننده بدون موتور به دنبال ماشینها با همان سرعت برروی زمین می غلتید و جلو می رفت . یکی از ماشینهای مدل بالا ایستاد و همراه آن جنازه موتور سوار نیز از حرکت ایستاد.

ناگهان راز معما فاش شد . ناظران متوجه شدند که بندی نامرئی از کمر موتور سوار به ماشین مدل بالا متصل است و سبب سرعت و پیشرفت ناپلئونی این موتور گازی اتصال به ماشین مدل بالا بود.این مثال ساده گویایی واقعیتی تلخ در جامعه مدیریتی امروزین ما هست.

بسیاری افراد بدون اینکه شایستگی و توانایی لازم برای احراز سمتی را داشته باشند  با اتکا و اتصال به افراد ذی نفوذ و صاحب قدرت پیشرفت می کنند متاسفانه از این گونه اتصالات نامیمون در جامعه ما زیاد است و باعث به هم خوردن شرائط عادلانه بازی می شود.

البته این مختص جامعه مدیریت نیست ، مختص یک سطح خاص سازمانی هم نیست . در همه سطوح عالی تا حتی جامعه کارگری ما این پدیده شیوع فراوان دارد. این پدیده باعث کاهش بهره وری در جامعه ، بداخلاقی و بی انگیزه کردن جامعه کارگری و کارمندی شده است.به اشتغال و تولید آسیب فراوان وارد می کند . این پدیده تسهیل کننده رانتهای مکرر و موجب فساد مالی می شود. بویژه آشکار شدن آن و بی پروایی عاملان این پدیده موجب سستی و رخوت جامعه ونتایج زیانبار جدی خواهد بود.

http://www.tabnak.ir/fa/news/248281/%D8%AD%D8%B0%D9%81-%D8%AA%D8%AE%D8%B5%D8%B5-%D9%88-%D8%AA%D8%B4%

لینک بالا از سایت تابناک است از دکتر محمود سریع القلم خواندنی است از واقعیتهای تلخ جامعه ما

با عنوان " حذف تخصص و تشدید بی اخلاقی "

بریدن شاخه زیر پا

پادشاهی دو شاهین کوچک به عنوان هدیه دریافت کرد. آنها را به مربی پرندگان دربار سپرد تا برای استفاده در مراسم شکار تربیت کند. یک ماه بعد، مربی نزد پادشاه آمد و گفت که یکی از شاهین‌ها تربیت شده و آماده شکار است اما نمی‌داند چه اتفاقی برای آن یکی افتاده و از همان روز اول که آن را روی شاخه‌ای قرار داده تکان نخورده است.

این موضوع کنجکاوی پادشاه را برانگیخت و دستور داد تا پزشکان و مشاوران دربار، کاری کنند که شاهین پرواز کند. اما هیچکدام نتوانستند. روز بعد پادشاه دستور داد تا به همه مردم اعلام کنند که هر کس بتواند شاهین را به پرواز درآورد پاداش خوبی از پادشاه دریافت خواهد کرد. صبح روز بعد پادشاه دید که شاهین دوم نیز با چالاکی تمام در باغ در حال پرواز است. پادشاه دستور داد تا معجزه‌گر شاهین را نزد او بیاورند.

درباریان کشاورزی متواضع را نزد شاه آوردند و گفتند اوست که شاهین را به پرواز درآورد. پادشاه پرسید: «تو شاهین را به پرواز درآوردی؟ چگونه این کار را کردی؟ شاید جادوگر هستی؟»

کشاورز که ترسیده بود گفت: «سرورم، کار ساده‌ای بود، من فقط شاخه‌ای را که شاهین روی آن نشسته بود بریدم. شاهین فهمید که بال دارد و شروع به پرواز کرد.»

گاهی لازم است برای بالا رفتن، شاخه‌های زیر پایمان را ببریم (البته شاخه‌های زیر پای خودمان نه زیر پای دیگران!)

چقدر به شاخه‌های زیر پایمان وابسته هستیم؟ آیا توانایی‌ها و استعدادهایمان را می‌شناسیم؟ آیا ریسک می‌کنیم؟

منبع :شنبه 13 خرداد 1391 -سایت عصر دنا

طوفانی در مزرعه بدن زری

اسم سیمین دانشور برای من هم به مانند همه ایرانیها آشنا بود. فقط میدونستم یک نویسنده مطرح است.اما هیچکدام از آثار او را تا کنون مطالعه نکرده بودم . نسخه مجله تجربه را که دست یکی از دوستان بود به تصادف ورق زدم. دوستان و همنشینان او از جمله آقای منصور اوجی خاطراتی را از او نقل کردند. همچنین مصاحبه ای که در آخرین سال حیاتش انجام داده را به چاپ رسانده  بود.

با مطالعه مصاحبه او تصمیم گرفتم لاقل " سووشون " را مطالعه کنم.با تعجب متوجه شدم یک نسخه از این کتاب در خونه خودم موجود است . متعجبانه تر آنکه متوجه شدم سه نفر از اهالی خانه ما آن را مطالعه کردند. به هر حال من هم به عنوان بزرگتر خانواده عزمم جزمتر شد و با حرص و ولع سه روز آن کتاب را تمام کردم .

جالبتر اینکه در اولین صفه کتاب تاریخ اولین چاپ اون را همزمان با تاریخ تولدم دیدم .در صفحه دوم آن شعری از حافظ بود:

شاه ترکان سخن مدعیان می شنود                 شرمی از مظلمه خون سیاووشش باد

همچنان ذهنم به زری و یوسف شوهرش مشغول است و دیالوگ  بین آن دو :

یوسف : (( وقتی گفتم بس کن ، بس کن دیگر ...))

زری : ((...می خواهی حرف راست بشنوی؟ ... پس بشنو ، تو شجاعت مرا از من گرفته ای ...آنقدر با تو مدارا کرداه م که دیگر مدارا عادتم شده . ))

...

زری: (( تو می دانی سووشون چیست؟))

یوسف: (( یک نوع عزاداری است .اهل ده بالا امشب می روند. ))

زری: (( برای همین در خانه هایشان را با گل بالا آورده اند؟ ))

یوسف : (( بله سفرشان چندین روز طول میکشد ))

زری افسرده می گوید : (( دهی که خانه هایش در ندارد و اهل آن زیر درخت گیسو میعاد دارند تا با هم بروند سووشون !))

یوسف: (( یعنی سوگ سیاوش . اهل ده بالا هر سال بعد از درو می روند ووقت خرمن کوبی بر می گردند. ))

هردو سوکت می کنند .هوا در گرمسیر تاریک شده .اسب می رانند و به جلو خیره شده اند. پلکهای  زری داغ داغ داغ است . آرام آرام اشک میغلطد روی گونه هایش . آنقدر آرام که یوسف نفهمد ...اما دیگر به هق هق افتاد .زار زار گریه می کند.

دستی اشکهایش را پاک کرد . دست عمه بود . گفت : (( ترا به روح یوسف قسمت میدهم که گریه نکنی .))

زری بلند شد و نشست و گفت : (( برای سیاوش گریه میکردم ....

زری احساس کرد واقعا چیزی درونش شکست و وفرو وریخت . کی بود که برایش تعریف کرد: (( طوفانی آمد در مزرعه بدن من ؟ ))

 

ناآرام و بی قرارم

 در آنی از زمان  ذهن بسان چشمه نوری تا آنجا که افق نگاه رمق دارد پرتو افشانی میکند. انعکاس این پرتوهای منتشر شده به کمک مغز باز تحلیل می گردد. نتیجه حاصله سایه افکندن ناآرامی و بی قراری است که در پایان هر روز نصیب وجود ظریف و ضعیفتر از دیروزمان می شود .فاجعه بار تر اینکه هرروز ماجرا تکرار می شود. واقعا که جان آدمی جای محکمی قرار دارد.