جایگاه نخبگان علمی در صنعت کجاست؟
چند شب پیش در برنامه دو نیم ساعت از تلویزیون گفتگوی زنده با دونفر از نمایندگان دو نهاد برجسته کشور پخش شد.دکتر آزاد رئیس دانشگاه صنعتی شریف و مهندس صباغی معاون صنایع پیشرفته سازمان نوسازی دو مهمان این برنامه بودند.مجری تلاش کرد تا بیشتر چالشها و موانع بین این دو نهاد مورد بحث قرار گیرد. در این خصوص آقای صباغی معتقد بود که صنعتگران برای نوآوری به دنبال تامین کنندگانی هستند که زودتر پاسخ دهند به همین دلیل به سمت منابع خارجی روی می آورند تا دانشگاهها.همچنین اضافه کردند که دانشگاهها بیشتر دانشمند پرورند تا مدیر صنعتی پرورش دهند و به همین دلیل دانشمندان گرایش کمتری به اشتغال درصنعت دارند تا دانشگاه .
دکتر آزاد هم معتقد بودند که دانشگاه توان بالای در تولید تکنولوژی پیشرفته ونوآوری و کمک به صنایع را داراست اما عمدتا به مانع فرهنگی اشاره نمودند.و تاکید کردند که صنایع جهت فراهم شدن این تعامل لازم است ریسک کمک گرفتن از دانشگاه را بپذیرد.
به عنوان کسی که بیش از 15 سال در صنعت سابقه کار دارم و همزمان مدرس دانشگاه هستم می خواهم مواردی را اشاره کنم که دو بزرگوار در برنامه بالا به آنها اشاره ای نکردند و به عنوان یکی از موانع کلیدی آن را میشناسم و تجربه کردم:
برای استفاده از تکنولوژی جدید در صنایع باید از جمله تحولات زیر صورت بپذیرد:
1- ساختارهای جدید و فرآیندی جایگزین ساختارهای سنتی وظیفه ای گردد.
2- کارشناسان دانشی مورد توجه سازمانهای صنعتی قرار گیرند.
3- مدیران ارشد سازمانها از نخبگان و دانش باوران انتخاب شوند.
واقعیت حال حاضر این است که رویکرد مدیریتی حاکم بر سازمانهای صنعتی سنتی است. مهمترین علت آن هم مدیران سنتی و ناآشنا به رویکردهای نوین مدیریت و متناسب با تکنولوژی نوین هستند.چنین مدیران نه توان پرورش مدیران دانشی را دارند و نه تحمل آنها را. به همین دلیل عمدتا کارشناسان نخبه و اهل دانش و چالشگر و معتقد به تغییر و تحول در حاشیه قرار میگیرند و در چنین فضای افرادی که توانایی علمی و مدیریتی کمتری دارند به اتکا به مدیران سنتی موصوف در سمتهای کلیدی سازمانها قرار میگیرند و دانش محورها یا از سازمان می روند یا توانایی و استعداد آنها فدای معیشت آنها میشود به عبارتی عطای توانایی علمی و مدیریتی و نوآوری را به لقای نیازهای اولیه و معیشت خود می بخشند .
در این شرائط نه تنها همگام تغییر و تحولات تکنولوژی قرار نمیگیرند بلکه با حفظ ساختارها و رویکردهای کهنه و سنتی در مقابل تغییرات یا مقاومت میکنند یا به پوسته و ظاهر آن جهت پز دادن و فریب دیگران بسنده می نمایند. به نظرم این امروزه کلیدی ترین عامل پائین بودن بهروری سازمانهای صنعتی ما عدم ارتباط با دانشگاهها و به روز نشدن تکنولوژی سخت افزاری و نرم افزاری ما می باشد.
هرکه نآموخت از گذشت روزگار/ هیچ نآموزد زهیچ آموزگار