ضرب المثلهای شیرین بهمئی

39- مور که مرگش ایرسه بال ایدراره

مور= مورچه    ایرسه= می رسد     ایدراره = در میاره

فواره که اوج میگیرد درست هنگام فرودش فرا میرسد. بیشتر به کسانی گویند که به خاطر اختیار یا قدرت پا از گلیم خود بیرون گذارند و با تکبر و نخوت با دیگران برخورد نمایندیا به واسطه قدرت و اختیار خود بر دیگران ظلم نماید و می گویند این هنگام زوال و یا فرودش فرا رسیده است !

ضرب  المثلهای شیرین بهمئی

۳۷-زور وا زر اینشینه ، پشه و تیه کور

اینشیه =می نشیند   وا= با ، کنار          تیه کور = چشم نابینا

ترجمان لری شعر معروف نظامی «کبوتر با کبوتر باز با باز// کند همجنس با همجنس پرواز» و یا زیباتر   به قول مولوی : «با کبوتر، باز کی شد هم‌نفس// کی شود هم راز، عنقا با مگس»

با یه دوست باریک بینی  رفتیم خونه یه نفر از فامیلهای زردار من . اون مهندس رفیق من که  ادعای مطالعه هم داشت  اولین بار بود با من اومد اونجا . فامیل برخوردار  کمتر با ما صحبت میکرد.وبیشتر با پسربچه خانواده شون به منظور بالا بردن روحیه اش بیشتر دمخور بود!. خلاصه این موضوع به دوستم خیلی برخورده بود، یه واشکی تو گوشم گفت من جایی تو بودم اینجا پاتو نمی زاری ولو فامیلت باشن !خلاصه بهانه ای شد تا من و دوستم که اهل سخن هم بود روی این موضوع با ذکر ضربالمثلهای ذکر شده کلی گفتمان کنیم.ونتیجه اینکه قریب به اتفاق آدمیان فارغ از اینکه از چه سطح و صنفی باشند به محض متمول شدن و صاحب زر شدن کمتر می توانند با تیه کوران (فلک زدگان بی پول!)دمخور شوند . نظر شما چیست ؟

ضرب المثلهای شیرین بهمئی

36- دو قلا جر ایکنن سر کشک مردم

دوقلا= دو کلاغ      جر = جنگ ، دعوا        ایکنن = می کنن

آهای کلاغ  با توام  ! این کشکه که بردی مال اون پیرزنه که عمری زحمت کشید تا میشش زائید ، شیریشو ماست کرد ، ماستشو دوغ کرد ، دوغشو کشک کرد ، حالا که از دستش قاپیدیش کمی مروت کن بزار اون کلاغ بیچاره هم با تو شریک شه ، ارث بابات که نبود ، بی انصافا با هم بخورین  دعوا نکنین !

شاید هم ظریفی خرده بگیرد که حق پیرزن همین بود که کشکشو ازش  بقاپن ! چون نزاشت بره شیر مادرشو بخوره و این سزای محروم کردن بره از شیر مادر ه . شاید ...

35- زور اومه  سومونه برد

 

اومه = آمد     سومونه = سامان را

خدایش زیباست . از اون جملاتی است که باید به طلایش نوشت یا گرفت . مصداق تاریخی آن زیاد است. زور که بیایید سامان را از بیخ و بن می برد.همچنان که زور سکندر سامان هخامنش ّهش از سر رفته را !  و یا شمشیر عرب سامان ساسان مردم از دست داده را !!و الخ

34-  هرگاله ، دور چاله

 

دور چاله = توی خانواده ، اطراف خانه     هرگاله = شلوغکاری

به آدمای میگن که همین دور بر خودشون ، اطاف خودشون ، تو جامعه نزدیک خودش مانند خانواده یا طایفه یا سزمان خودش اهل شلوغکاری  و سر وصدا و اینجور چیزاست . اما بیرون از این محفل دیگه مرد میدان نیست .به سخن دیگر   من مال  شیره . 

خطاب آدمای است که افق دیدشان بسیار کوتاه و پائین هست . دایره میدان مانورشان در عرصه های مختلف کم شعاع هست.



ضرب المثلهای شیرین بهمئی

33- پیوار و جای رمه مجو

پیوار = علف خشک      وجای = به جای     رمه = رمه    مجو = مجوی

حرف حقی است . رمه اگر وارد علف بشود چیزی از آن باقی نمی ماند. حالا شما هرکجا دوست دارید این ضرب المثل را استفاده بفرمایید !

ضرب المثلهای شیرین بهمئی

32- پوتیل سر سه کچک ایواسه

پوتیل = پاتیل       کچک = سنگ ، تکیه گاه     ایواسه = می ماند ، ثابت می شود

خدایش معرکه هست . برای ثابت ماندن  و خوب جاگیر شدن باید حداقل  سه تکیه گاه زیر پاتیل باشد. مثلا تصور کنید توسعه (پیشرفت صحیحتر است !) بر سه کچک توسعه اقتصادی ، توسعه اجنماعی و توسعه سیاسی استوارتر و پویاتر و ماندگارتر خواهد بود ، چنین نیست رفیق ؟

ضرب المثلهای شیرین بهمئی

32- بجور جاته ، بنه پاته

اول جایت را پیدا کن ، بعد پایت را بگذار

ضرب المثلی است فوق العاده . دعوت به عقلانیت است.میفرماد: خطر نکن !بی گدار به آب نزن !چشاتو باز کن ، راهتو پیدا کن، مسیری را که می خواهی بروی بشناس ، وانگهی قدم در راه نه ! به دیگر سخن: ورانداز میدان بیانداز گوی .

ضرب المثلهای شیرین بهمئی

31- بافه کند واباد منه

بافه = بسته گندم که بعد از درو روی زمین می گذارند   

کند = عقب           واباد = در جهت باد         منه = مگذار

بافه گندم را بعد از درو بوسیله داس ، باید از طرف خوشه در مقابل جهت باد بگذارند.تا بر اثر سنگینی خوشه ها باد آن را پراکنده نکند. اگر از طرف ته آن (قسمتی که با داس بریده شده) در مقابل جهت باد بگذارند ، هنگام وزش باد بافه از هم می پاشد.

این ضرب المثل را خطاب به کسانی می گویند که حرف غیر کاربردی و بیهوده می زنند. حرفی نزن که باد آن را ببرد.حرف باید قوام  داشته باشد و قابل کاربرد باشد.

ضرب المثلهای شیرین بهمئی

30- آردبیز و قیلون ایگو  سی چه سوراخات زیاده !

آردبیز= الک آرد  قیلون = قلیون  

عجب نانجیبیه این الک ( آردبیز) ! سوراخای خودش بی شماره  اما گیر داده به قیلون بی زبون که تو چرا سوراخات زیاده؟؟

بزرگی به نیکی گفته است : زیانبارترین عیب آن است که عیب خود نبینی .

زشت باشد که عیب خودپوشی
واندر افشای دیگران کوشی

چه زیباست که بر عیب خود بینا باشیم و بر عیب دیگران بسته زبان !

ضرب المثلهای شیرین بهمئی

29- بپرس و بکش

رهگذری خرگوشی پریشانحال و هراسان را در شهری در حال فرار بدید ، از او بپرسید که  چه اتفاقی افتاد؟ گفت :گو اینکه هر خری را در این شهر گرفتند گوشش را ببرند ! رهگذر گفت اما تو که خر نیستی ؟ گفت آری ،اما اول گوش می برند بعد می پرسند که خری یا خرگوش !

به عبارتی به کسی گویند که قصاص فبل از جنایت میکند. یا تحقیق نکرده به قضاوت می نشیند.


ضرب المثلهای شیرین بهمئی

28- آو من چاله ریزیه

آب  تو اجاق ( آتش) ریختن

از شخصی حال و احوال کس دیگر را پرسیدند ، که چگونه آدمی است ؟ در جواب ضرب المثل بالا را بیان کرد.منظورش این بو که آتش روشن کن نیست بلکه آب تو آتش یا اجاق می ریزد و خاموشش می کند . به عبارت دیگر آدمی است که کار ها را خراب می کند نه آباد! آتش و اجاق در فرهنگ ما ایرانیان هماره مقدس بود ....

ضرب المثلهای شیرین بهمئی

27- گرز  وهوای  پهلوون

گرز باید متناسب با زور پهلون باشد


کار هر بز نیست خرمن کوفتن        گاو نر می خواهد و مرد کهن

هرکس نتواند گرز گران گیرد بدست ! پور دستان بایدت تا گرز سام به تو آید !

.........................

ز ترکان بپرسید کین اژدها                        بدین گونه از بند گشته رها

کدامست کین را ندانم به نام                  یکی گفت کاین پور دستان سام

نبینی که با گرز سام آمدست                جوانست و جویای نام آمدست

به پیش سپاه آمد افراسیاب                 چو کشتی که موجش برآرد ز آب

چو رستم ورا دید بفشارد ران                  بگردن برآورد گرز گران

چو تنگ اندر آورد با او زمین                    فرو کرد گرز گران را به زین












ضرب المثلهای شیرین بهمئی

26- تا جیرت خین نبو ، جیر خین خینی نیخری

تا جیگرت خون نشود ، جگر خون خونی نخواهی خورد

ترجمان لری گفتمان سعدی صاحب سخن است که می فرمایید "نابرده رنج گنج میسر نمی شود".بزرگان دور اندیش به زیبایی اندرز دادند که به ملتتان ماهی گیری یاد بدهید نه  خوردن ماهی پلو . این بدان معنی استکه هم کار می کند و رنج  می کشد از بیماری تنبلی نجات پیدا می کند و هم قدر نانی را که  حاصل عرق ریختن خود است بهتر می داند . میدانید و میدانیم که چرا انگلیسهای موبور که زمانی فقط سیب زمینی تولید می کردند با سرزمین اندک و جمعیت اندک خود در خشکی و دریا بر جهان سلطه داشتند؟ چون مردمانشان شبانه روز به کار و تلاش مشغول شدند و تولید نمودند ، خود کارهای طاقت فرسای ذهنی و عقلی کردند و طراحی نمودند و کارخانه ساختند و نصب کردند  و تولید نمودند و صادر کردند و تولید انبوه نمودند و بیشتر و وبیشتر صادر نمودند و با تسلط بر دریاها و خشکی از کشف قاره آمریکا تا به خدمت گرفتن سیاهپوستان آفریقا و چنگ انداختن بر منابع هند و خاورمیانه  اکنون لقب "استعمار پیر" را یدک می کشند.این را نه به دلیل تایید فعالیت جماعت موبور غرب می نویسم بلکه می خواهم این نکته را متذکر شوم که آنچه که کسب کردند حاصل رنج و تلاش  به حق یا به ناحق آنان می باشد.اکنون با همت دولت فعلی در آغاز  اجرای بزرگترین طرح تاریخی اقتصادی هستیم ،که با برداشتن یارانه ها از حاملهای انرژی کلید خورده است . این طرح موفق خواهد بود اگر و فقط اگر مردمان این سرزمین را به کار و تلاش و تولید وادار نماید . نیروی بی کار این مملکت باید در تولید به خدمت گرفته شود و باید از آماده خوری و ارتزاق از دسترنج دیگران پرهیز نماییم که هم موجب فلاکت خود را فراهم خواهیم نمود و هم اسباب زحمت دیگران را.