ضرب المثلهای شیرین بهمئی

۲۰- ره و رفیق خشه

ره = راه   و = با     رفیق = رفیق     خشه= خوش است

طی اين مرحله بی همرهی خضر مکن       ظلمات است بترس از خطر گمراهی

فکر کنم همتون تجربه کردین.که مسافرت با رفاقت خوش است. البته منظور دیگری از این ضرب المثل نیز مد نظر است:که با رهنما برو ، با دیگران مشورت کن.این را نیز خطاب به تکروان گویند و هشداری است که زینهار ظلمات است این راه ، بی همرهی خضر مرو!

ضرب المثلهای شیرین بهمئی

۱۹- دیر بره  ، درس  بیو

دیر = دیر    بره = برو     درس= درست      بیو = بیا

رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود      رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود

یادمه هروقت برای کاری از جانب مرحوم مادر بزرگم ماموریت میافتم این ضرب المثل را بهم تذکر میداد.در این ضرب المثل امنیت مد نظر است.آروم برو ،عجله نکن تا  سلامت و با آرامش برگردی. چه اینکه کارهای با شتاب و عجله پرخطرترند.

ضرب المثل های شیرین بهمئی

۱۸- مو ایگوم تیلمو وتیلمو ، تو ایگوی تیلم و تیلم

مو ایگم= من میگم        تیلمو  = چشمهامون    تو ایگوی = تو میگی     تیلم = چشمام

ای ضرب المثل مهلی قشنگه. دعوت به وحدت است. هنگامی که کسی فقط به منافع خودش فکر می کند ولی دیگری به منافع هردو یا منافع جمع می اندیشد.من می گویم آی چشمهامون ولی تو میگویی آی چشمم. تو فقط تو فکر چشم خودت هستی ولی من برای چشمهای همه مون نگرانم. تو فقط  از درد خودت می نالی اما من از درد همه می نالم. تو فقط توفکر خودت و منافع خودتی ولی من منافع جمع را مد نظر دارم.فکر کنم توضیحات ذکر شده مقصود را روشن نموده باشم.

ضرب المثل های شیرین بهمئی

۱۷- سگ لیش پای صحابشه  ایگره

سگ = سگ   لیش = تنبل و بدرد مخور   پای =پای  صحابشه= صاحب خود را  ایگره= میگیره

 خطاب به کسانی گویند که از سر تنبلی و تنگ نظری و ندانم کاری با کسان خود یا با ولی نعمت خود در بیافتند.سگی که ناتوان است ، شهامت ندارد ، قوه تشخیص و تمییز خوبی ندارد ، گیر میده به صاحب خودش. سال اول ابتدائی شلوار نویی برام خریدند.از مدرسه برگشتم خونه یه سگ پیری داشتیم که دیگه حال و حواس خودشو نداشت.نزدیک در خونه رسیدم به من حمل کرد . شانس آوردم که از پیری دندون نداشت و گرنه شکمم را پاره میکرد.آدمهای عاقل رقیب واقعی خود را را سر جایی خود میبینند . اما آدمهای نابالغ و تنگ نظر ،برادر،خواهر و خلاصه اطرافیان خود را رقیب می بینند و به آنها حسادت می کنند.

ضرب المثل های شیرین بهمئی

۱۶- و چی خردن نهامو ، و برد بسن دیندامو

و= به   چی  خردن = غذا خوردن   نهامو = جلوتر از ما     برد = سنگ    دیندامو= عقب تر از ما

بعضی ها زرنگن ،هنگام سفره و ناهار و شام به موقع و سر وقت می رسند. اما هنگام جنگ و دعوا و کار و امثالهم ، زمانی می رسند که همه چیز تمام شد. این ضرب المثل را برای آدمهای ترسو به کار می برند. منظور از "برد بسن" ، سنگ پرانی هنگام جنگ است.آدمهای شکم پرور موقع غذا سر و کله شون خوب پیداست. به عبارتی خوب کمپیری (روداری و پر حرفی) می کنند.اما هنگامی که به آنها نیاز است به عبارتی معرکه به مرد نیاز دارد ،حاج آقا تشریف ندارند! خطاب به آنها اینگونه  گویند.

ضرب المثل های شیرین بهمئی

۱۵- دس  یه  دس  شپک  نداره

دس = دست   یه = یک  دس   شپک = صدای که از هم زدن دستها بلند می شود   نداره = ندارد

ضرب المثلی که بسیار کاربرد دارد.در مورد وحدت است. با هم بودن است. مدیریت مشارکتی است. خطاب به کسی گویند که می خواهد به تنهایی کاری را انجام دهند و از پس آن بر نمی آید. به زیبایی خطاب به او گویند که با یک دست نمی توان کف زد یا دست زد و اننظار صدا داشت.اگه انتظار راندمان خوب داری، اگه انتظار داری صدای خوبی از دست زدنت بیاد ، با هر دو دست "شپک "بزن. یک دستت را از میدان بدر نکن که دست دیگر کارآیی آنچنانی نخواهد داشت.

ضرب المثل های شیرین بهمئی

۱۴- ا هوس بید، ده بس بید

ا = اگر   هوس = هوس   بید = بود    ده = دیگه   بس = بس   

اگر هوس بود دیگه بس بود .این هم خطاب به آدمهای بوالهوس و خودخواه و نامجاب است.گاهی آدمی هوس میکنه کاری نامتعارف و غیر معمول بکند.شوخی می کند،داد و هواری می کنه ، دیگری را دس می اندازد،کسی را سر کار می گذارد ، کسی را تهدید می کندو غیره ! اما دیگه پیله میشه . ادامه میده.ول نمیکنه . هرس همه را در میاره ! موجب رنجش و آزار دیگران می شود و امثالهم. بهش میگن آقا : بس کن دیگه " ا هوس بید ده بس بید ".

ضرب المثل های شیرین بهمئی

۱۳ - چو سر کلیته منه زیر چلت

چو = چوب دستی، گرز   کل= کول  (کلیته = کولت را)   منه = نگذار    چل= بغل ( چلت = بغلت )

چوبی که اکنون سر کولت داری ، کاری نکن که زیر بغلت بگذاری

این ضرب المثل کاربردی تقریبا سیاسی دارد.هنگام فتح و پیروزی چوب یا گرز را شادمانه رو کولت میگذارند.اما هنگام شکست و ناکامی ، مغمومانه  گرز را زیر بغل می گذارند.هنگامی این ضربالمثل را به کار می برند که طرف در حال مبارزه در شرائط برتری و پیروزی است ، به او می گویند که دیگه تمامش کن ، ادامه نده که مقهور گردی و چوبت را زیر بغلت بگذاری!. این حرف را معمولا عقلای قوم و ریش سفیدان به کسانی می گویند که سر نامجابی دارند و می گویند مرغ یک پا دارد.و فقط پافشاری بر خواست خود دارند.هشدار می دهند که آقا فرصت را به تهدید تبدیل نکن ! امان از آدمهای خودمحور! .آدمهای عاقل و بالغ برای هرکاری چندین راه متعدد را مد نظر دارند. اما آدمهای نابالغ فقط چند راه محدود و معدود به عقلشان می رسد.

ضرب المثل های شیرین بهمئی

۱۲- میره ایزنم که لاغرم ، خسی ایزنم که پر خرم

میره = شوهر   ایزنم = می زند     خسی = مادر شوهر    پر خرم = پر خوری می کنم

شوهرم مرا مزند به خاطر اینکه لاغر هستم، مادر شوهر هم مرا می زند می گوید پور خوری می کنی.عجب معرکه ای.این ضربالمثل را هنگامی که کسی در حالت پاردوکس و سر دوراهی انتخاب قرار گیرد و هر کدام را هم انتخاب کند برای او تهدیدی دارد، به کار میبرند.هاج و واج می مونی که فرمان شوهر را اطاعت کنی تا از برای او فربه شوی یا اطاعت امر فرمان حضرت مادر شوهر خسیس که پور خوری را بهانه کرد!

ضرب المثل های شیرین بهمئی

۱۱- نه خرش من خرل، نه گاش من گایل

من = تو ، داخل        خرل= خرها        گاش = گاوش       گایل = گاوها

به آدمهای بی درد گویند.آدمهای بی تفاوت . بعضی ها انگار نه انگار دور و برشان اتفاقی افتاد. انگار نه گاوشان توی گاوها هست نه خرشان توی خرها!این ضرب المثل را خطاب به این آدمهای بی تفاوت و بی خاصیت به کار می برند.کسانی که فقط به فکر خودشان هستند.

 

ضرب المثل های شیرین بهمئی

۱۰- ایخو مت که ایگومت

ایخومت= می خواهمت    ایگومت = می گویمت

این ضرب المثل زمانی به کار می رود که کسی را دلسوزانه راهنمایی نمایند.یا دلسوزانه از کسی انتقاد کنند یا او را نصیحت نمایند.می گوید از نصیحتم نرنج ،دلگیر نشو . اگر نصیحتت می کنم یا از تو انتقاد می کنم برای این است که خاطرتو می خوام.اگر راه خوب را بهت نشان میدهم و از راه ناهموار برحذرت می دارم برای این است که دوست دارم .

ضرب المثل های شیرین بهمئی

۱۰- نه رفیقت بچه با ،نه لنگ کفشت لچه با

کفش لچه = کفش کهنه و پاره پوره و بدرد نخور

خدارحمت کند اموات شما را.مرحوم پدر بزرگم انسان متدین و صادقی بود.معمولا حرفاشو رک می گفت.من نوه پسری بزرگ آن مرد شریف بودم.و این افتخار را داشتم تا از مصاحبت و گاهی همسفری با او حظی برده باشم.روزی روزگاری بااو همسفر شدم . پشت سرش راه میرفتم .سنم زیر ده سال بود.راه سنگلاخ و ناهمواری بود.پیرمرد پاش لیز خورد و افتاد.برای من قابل قبول نبود که آدم بزرگی پاش لیز بخوره و بیفته.فکر می کردم بزرگترا اینقد قرص و محکم هستند که جلوی هر پیشامد و مشکلی را می توانند بگیرد. اگر هم احیانا زمین بخورند ،آسیبی نمی بینند. همین ذهنیت بچه گانه من و روبرو شدن با مسئله دور از ذهنم باعث شد تا به محض اینکه پیرمرد افتاد من بلند بلند بخندم. چون مادرم رحمت خدا رفته بود ،پدر بزرگ و مادر بزرگم خیلی به من محبت می کردند.و همیشه مدیون آنها هستم.وقتی متوجه خنده من شد برگشت و نگاهی از سر تاسف به من انداخت  و آروم گفت " خدایا هیچکس رفیقش بچه نباد ،اگر زمین بخورد بهت گریه می کنه اگر زمین بخوری بهت میخنده ".خدا هیچوقت شرمساری نصیبتان نکند. تصور کنید در یک پارادوکس درونی افتادم. محبتهای بابا بزرگ و خنده بی موقع و بچه گانه من...!اما این لطف را داشت که هروقت ضربالمثل بالا را می شنوم یا یاد می ارم یاد قصه بالا می افتم.

بیشتر منظور از بچه در این ضرب المثل آدم نادانه مانند دوستی خاله خرسه می مونه.در واقع دوست نادون و بچه صفت مانند کفش لچه هست که هم عذابت میده هم مانع تحرک و پیشرفتته.دوستاتون همیشه دونا و کفشتون همواره مناسب پاتون باد!

ضرب المثل های شیرین بهمئی

۹- کلگه آو برد ،آقا دنبال سله ایگرده

کلگ= آرد بلوط   کلگه = کلگ را   آو = آب   برد = برد   آقا = آقا   دنبال = دنبال  سله = سبدی که با چوب بادام می سازند برای جای کلگ     ایگرده = می گرده ، جستجو می کند

ضرب المثل زیبائی است.عشایر از میوه درخت بلوط  نان خوشمزه و مقوی عمل می آورند.خوردن این نان با ماست ، با گوشت کباب خوشمزه ، به صورت تلیت در آبگوشت بسیار خوشمزه است.امتحان کنید.ابتدا آن را با آسیاب دستی نرم می کنند ( نه مانند آرد بلکه با ذرات و دانه بندی بزرگتر) سپس خمیر آن را در یک سبد بادامی که حدود نیم متر مکعب حجم دارد به مدت چند روز می خوابانند.بعد از عمل آمدن  چند بشکه آب روی آن میریزند تا تلخی آن خارج گردد و به این مرحله می گویند شیرین کردن کلگ. سپس برروی تابه نان پز آن را پخت می نمایند.اما بپردازیم به محتوای و مناسبت بیان ضرب المثل:

هم ولایتی ما بعد از خواباندن و عمل آمدن یک هفتگی ، سبد حاوی کلگ رو کول کرد تا ببره کنار رودخانه و با آب رودخانه آن را شیرین کند.حالا زن و بچه ها که تعدادشان هم از انگشتان دست تجاوز می کرد سر گوسفندی را پختند و منتظرند تا آقا کلگ را شیرین کند و شام مفصلی با تلیت کلگ و کله پا نوش کنند که به اصطلاح لری به آن چلغمه گویند. خدایش خیلی خوش مزه است. اما حاج آقا از سر بی تجربگی و ندانم کاری ،کلگ را باسبد انداخت توی آب و جریان رودخانه  کلگ و سبد را با هم برد. بچه ها که از دیر آمدن بابا نگران شدند با شکم گرسنه به کنار رودخانه آمدند.دید در محل گدار( جایی که محل عبور و ومرور و استفاده از آب رودخانه بود) آمدند. اما نه از بابا خبری بود و نه از کلگ و نه از سله . ناگهان متوجه شدند که در پائین دست بابا به دنبال سله در رودخانه می گردد.آن زمان به سبب وجود بادام در اطراف ده ساختن سله کار آسانی بود.در واقع سله خیلی ارزش آنچنانی نداشت.یادمه وقتی می خواستند به کسی بگویند تو آدم کم قیمتی هستی ،بهش می گفتند تو یه سله هم نمی ارزی ! حالا حسابشو بکن . عاقلی از راه رسید گفت" آقارو باش کلگه آب برد آقا دنبال سله ایگرده " بچه ها گشنه . نه آرد جو بود نه آرد گندم. نه فصل بلوط بود و ...

این ضرب المثل زیبا اشاره به کسانی دارد که اصل را فراموش می کنند و دنبال فرع در تکاپو هستند.اصل و نیاز روز برای شکم گشنه کلگ بود نه سله !.حالا بینید چقدر از این اتفاقات روزانه پیرامون ما در حال اتفاق است.

ضرب المثلهای شیرین بهمئی

۸- زن لچه بونه اش بچه

زن = زن   لچه = تنبل  بونه اش = بهانه اش  بچه= بچه

زن تنبل همواره بچه را بهانه می کند.میگن چرا این کار را نکردی ؟ چرا آن کار را نکردی ؟ همیشه مشغول بودن به بچه را بهانه میکند. کلا آدمای تنبل همواره اهل بهانه و دلیل تراشی هستند. ضرب المثل دیگری است که می گوید :" بازیار لیش داس را خوب وبد می کند".بازیار(دروگر)تنبل هنگام دروگری ،خوب نبودن داس را بهانه میکند.در واقع خرابی داس را پوششی بر پنهان نمودن ضعف خود میکند.

۷- یا نیره ته گله یا ایشکنه پای بز بله

 

یا = یا  نیره = نمی رود  ته = پیش    گله = گله بز یا گوسفند    ایشکنه = می شکند   پا = پا   بز = بز   بله = بز درازگوش

یا نمی رود پیش بزها یا پای یکی از آنها را می شکند!

یادمه مرحوم مادرم( خدا رحمت کند اموت شما را )بهم گفت برو " که ری یله "(بزغاله ها را) بیار . رفتم  آوردمشون .اما یکیشون که اتفاقا " بل " هم بود. افتاد و مرد. مادرم یه نگاهی به من کرد و ضرب المثل بالا را خطاب به من خواند.راست می گفت .وقتی خواستم برشون گردونم ، یه سنگی انداختم به طرف آنها و خورد به سر " که ره "  " بل " و تلو تلو خوران به خونه رسید ولی نهایتا افتاد و مرد. از آن موقع این ضرب المثل در ذهنم ماند.در واقع این ضرب المثل تاییدی بر ضرب المثل قبلی است که " کار نه و دل پرش گل و مل ". اخه من اینکاره نبودم. از اول به درس خوندن علاقه داشتم . فقط دوست داشتم معلم شوم .که اون هم نشدم. ولی از چوپانی و اینجور کارا خیلی بدم میامد.لذا چون به اون کار علاقه نداشتم نتیجه هم همان شد که گفتم.پای بز "بل" را که نه بلکه سرش را شکستم و آن بیچاره بر اثر آن ضربه افتاد و مرد.

این ضرب المثل خطاب به آدما تنبل است. کسانی که اهل کار نیستند و با رغبت و جون دل دنبال کار نمی روند. بنابراین هر وقت به دنبال کاری فرستاده شوند یه خرابکاری هم ایجاد می کنند. 

ضرب المثلهای شیرین بهمئی

۶- کار نه و دل ، پرش گل و مل

کار = کار ، فعالیت   نه و دل = با دل و عشق انجام ندادن  پرش= مملو از   گل و مل = خس و خاشاک ، گل آلود

خدایش چقدر این ضرب المثل زیباست." کاری که از ته دل و با عشق انجام نشود ، در نهایت کاری است پر از خس و خاشاک " . اگر عشق و علاقه برای انجام کاری چاشنی نباشد کار مطلوبی از آب در نخواهد آمد.کاری که برای انجامش تردید دارید اگر به آن دست بزنید ، موفقیتش نیز داری ابهام است.علمای علم مدیریت نیز معتقدند سه عنصر موفقیت در کار وتلاش عبارتند از : استعداد، اشتیاق و تلاش ((برای اینکه یک کار با موفقیت انجام شود باید ترکیبی از این عناصر را داشته باشید: قابلیت،توانائی ،اصرار و استقامت ، و شوق انجام کار)).این سخن کیم وو چونگ بنیانگذار دیوو است .فردی که، پیشرفت امروز کره را مدیون او  و افرادی مثل او میدانند.کسی که الگوی من در نوشتن این ضربالمثلهاست. اگر قابلیت این را میداشتم که از من بپرسند توصیه ات به جوانان ایران چیست ؟پاسخ میدادم کتاب " سنگفرش هر خیابان از طلاست " از کیم.وو.چونگ .را بارها و بارها و بارها بخوانند.

۵- توشه خور غارت مرون

توشه = آذوقه    خور = خور (خوردن )   غارت  = غارت    مرون = نمی راند

کنایه به افراد تنبل و تن آسا هست . که وقتی غارتی یا غنیمتی بدست می آید فقط مشغول خوردن و رسیدگی به شکم هستند. ولی حاضر نیستند زحمت رانندن و هدایت کردن غارت را به خود بدهند. افراد بی غیرت و شغال صفت که خود اهل کار و تلاش و درامد و تولید نیستند و شغال صفت منتظرند تا از دست رنج دیگران معیشت خود را تامین کنند. در ضرب المثل مشابهی گویند : نون خور و جومه در ( فقط به شکمش می رسد و جامه مصرف و پاره می کند)خدا نصیب نکنه که فردی ،خانواده ای یا جامعه ای دچار چنین افراد سربار و مصرف کننده و غیر مولد گردد.

۴- کر خوبه ایوادارن نه ایرونن

 

کر = مرد   خوبه = خوب    ایوادارن = کنترل می کنند ( جلوی او را میگیرند)  ایرونن = حرکت میدهند به جلو

به فارسی= مرد خوب کسی است که خودجوش اهل حرکت و مبارزه است و دیگران جلوی حرکت شتابان او را می گیرند و کنترل می کنند نه کسی که اهل تن آسائی است و باید اورا برای کار وتلاش هل داد.کیم .وو.چونگ مدیر عامل دوو در کتاب ( سنگفرش هر خیابان از طلاست ) نوشته است " کسانی که از روحیه مبارزه طلبانه و ماجراجویانه سرشارند و در جستجوی فردای بهتر هستند بی توجه به سنشان جوانان واقعی هستند و کسی که از وضع کنونی خود راضی است واز مبارزه و ایجاد تحول در زندگیش روگردان است در حقیقت جوانی را از دست داده است"  او می نویسید : دلمردگی زائیده تن پروری است.تحرک عامل رشد و اصل زندگی است.زمانیکه نشاط و جوانی وامید از میان می روند چه در فرد چه در جمع چه در یک موسسه یا جامعه در آن هنگام وقت آن رسیده که مراسم سوگواری را تدارک ببینیم.

تن آسائی و قانع بودن نشانگر پایان و شکست است.آینده مال کسانی است که اکنون قانع نیستند و تصور میکنند به هدفشان نرسیدند و در تلاش و تکاپو برای رسیدن به هدف بعدی خود هستند.