به طور کلی ابیات و اشعار بهمئی را به چهار دسته می توان تقسیم نمود:
۱- اشعار عمومی مراسم شادی و جشن : شیر دومایها و دی بلالها و مانند آنها که توسط مردان و یا زنان در این مراسمات خوانده می شود. امروز همراه ساز بویژه ارگ و توسط مردان در عروسیها خوانده می شود. البته امروز کمتر اشعار اصیل بهمئی بلکه بیشتر اشعار نور آبادی و یا بختیاری را به همان لهجه آنها می خوانند که مدیریت و آگاهی و ساماندهی می طلبد.
۲- اشعار حماسی : در وصف شجاعتها و رشادتهای مردان جنگی ایل سروده شده است .مانند شعرهای فراوانی که علادینیها در ارتباط با جنگ ۱۳۱۶ با رضا شاه سروده اند.
بارلا وم برسون سه مرد کاره = عیوضی کای ولیخون شیر آدگاره
(خدا یا سه مرد جنگی را به من برسون : عیوضی - ولیخون و آدگار )
۳- یار یار : اوج هنر آواز بهمئی را باید در یار یار جستجو کرد. یار یار سرشار از درد فراق و غم هجران یار و یا وصف طبیعت و سرزمین محل سکونت مانند چشمه ها و کوهها ودرختان و گیاهان کوهی و امثال آن است.شاید بتوان گفت هیچ بهمئی را نتوان یافت که بیت شعر یاریاری از بر نداشته باشد. بهمئی ها با آواز دلنشین و موزونی یار یار می خوانند. که شایسته شناخت بیشتر و بهره بردن از آن هست.
کوی کهدونه بگوین نری ا دیوریم = برس نم دلم زونیم نی دی یوریم
مالته جایی بوه تشت وام دیار بو = سیل و او تشت کنم دلم وقرار بو
ار دونی نه یارمی بشوم فروری = بروم کوی دنا نیام وا دیوری
هیچ کوه و رود معروفی را در جغرافیای بهمئی سراغ ندارم که در مورد آن یاری یاری نباشد.
۴- سرو : بهمئی مانند سایر اقوام مردم دنیا هنگام مرگ عزیزان و عزاداری آنها ناله ها و آواهای سوزناکی (سرو)مطابق با زبان و فرهنگ خود یر می دهند . پیشتر زنان سرو می گفتند اما امروزه فراگیر شده و با بلندگو و همراه با نی و سازهای دیگر در مراسمات توسط مردان مرهمی است بر دردهای از دست دادن عزیزان.
چی کموتر گر گرو تیر خرد من بالم = بنینم روی کم بلینم بنالم
چی اوول سر سرا وا همه دیارم = فکر دوریت ایکنم تش ا خوی ورارم
اذعان میدارد چون ادبیات و هنر تخصصم نیست ممکن است دسته بندی ذکر شده جامع و کامل نباشد.فقط به خاطر علاقه به فرهنگ مادری و نگرانی از اینکه به صورت مکتوب به آن پرداخته نشد آن را آوردم.بسیاری از آواها و اشعار و ابیات به همین دلیل فراموش شده است.امیدوارم آنهایی که اهل ادبیات موسیقی و هنر هستند به هنر و موسیقی بهمئی توجه نمایند به نظر می رسد بهمئی دارای پتانسیل موسیقی و شعر و هنر نهفته بسیاری است که لازم است یافت و معرفی شود.این میراث گرانبها تا کنون سینه به سینه از نسلهای پیشین به امروزیان رسیده است . امروز رسالت ما حفاظت و پاسداری و معرفی و شناساندن فرهنگ و هویت و داشته های اصیل خود به جهانیان است.به لطف افراد تحصیل کرده و وجود وسایل ارتباطی و رسانه ای امروز وقت آن است تا ضمن صیانت به شکوفا نمودن فرهنگ و هنر کمک نماییم.ثبت و ضبط و گسترش و معرفی هنرو وهویت فرهنگی ما می تواند معرف حضور ما در سایر عرصه ها باشد.و باید باور شود.