( پاره نوشته های قیصر آریایی فر:خاطره ها ، رؤیاها ، دغدغه ها)
سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز...

چند صباحی است از روز معلم گذشته است.کمی دیر از محمد رضا معلم شیهد مان نوشتم.این توفیق را داشتم در مدرسه منتظری ممبی دانش آموز محمد رضا باشم.خرده نگیرید که اسم کوچک او را می نویسم.اگر دنبال یه مصداق حقیقی میگردید برای شعر:(درس معلم ار بود زمزمه محبتی جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را )او محمد رضا بود .رئیس مدرسه راهنمایی ممبی اوائل دهه ۶۰ ه.ش .اینقد مهربون بود که امروز جسارت میکنم و اسم کوچک او را بنویسم . ازجمله خاطرات آن زمان که یادم می آید این بود: زنگ تفریح تمام شده بود .داشتیم وارد کلاس می شدیم.به مقتضای سن و سالمان با همهمه و شلوغی.من هم یه لوله پولیکای به طول حدود نیم متر برداشتم تا در شلوغی و ایجاد سر وصدا سهیم باشم.لوله پولیکا در گوشه کلاس روی خرت و پرتهای گذاشته بود.من به عنوان بلند گو از آن استفاده کردم.گرفتم جلوی دهنم و شروع کردم به آواز خواندن.همین لحظه محمد رضا وارد شد تا بچه ها را آروم کند . من دیر متوجه شدم. هنوز سرگرم دمیدن  در اندرون بلندگوی لوله ای بودم.یه مرتبه با شرمساری متوجه حضور رئیس مدرسه شدم.پشت سرم ایستاد و هیچی نگفت .دیدم بچه ها همه دارن می خندند.برگشتم پشت سرمو نگاه کردم . دیدم ایستاده و او هم داره میخنده.هنوز لوله دستم بود که متوجه خجالت من شد.لوله را با تبسم از دستم گرفت .محمد رضا دندانهای سفید و قشنگی داشت.او معمولا خوشرو متبسم بود.و موقع تبسم چهره اش دلنشین بود.به لوله نگاهی انداخت . رو به بچه ها کرد وگفت بچه ها باید به قیصر آفرین گفت.چون کشف بزرگی کرد. من تا الان نمیدونستم از لوله پولیکا میشه به جای بلند گو استفاده کرد.از این به بعد از این لوله برای بلندگو استفاده می کنیم.این موارد را یا با خنده می گفت  بدون اینکه لحن سرزنش مابانه داشته باشد . بعد خنده کنان  لوله را به دستم داد و گفت برو بشین.با آرامش گفت: بچه ها ساکت باشید الان معلم می آید و از کلاس خارج شد. من فکر میکنم شیوه برخورد او با مسئله ذکر شده شیوه ای است آموزشی برای معلمان عزیز.

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود

جمع بودن بود وتفریقی نبود

کاش می شد باز کوچک می شدیم

لااقل یک روز کودک می شدیم

یاد آن آموزگار ساده پوش

یاد آن گچها که بودش روی دوش

ای معلم نام و هم یادت به خیر

یاد درس آب و بابایت بخیر

ای دبستانی ترین احساس من

باز گرد این مشقها را خط بزن

.................یاد محمدر ضا معلم خوشکلام و نیک گفتار ما در دلهمان همیشه زنده است  

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389ساعت 13:25  توسط قیصر آریایی فر  |